علی کریمی جزو ۵ سهمیه لیگ برتری پرسپولیس حساب نمیشود.
کریمی با اینکه در استیلآذین بازی کرده اما چون ITC باشگاه شالکه آلمان را برای ثبت قرارداد با پرسپولیس لازم دارد، سهمیه بازیکن خارجی حساب میشود و سهمیههای لیگ برتری پرسپولیس را پر نمیکند. البته با توجه به سقوط استیلآذین به لیگ دسته اول، اگر کریمی به شالکه هم نمیرفت سهمیه لیگ یکی حساب میشد.
رییس اتحادیه باغداران کشور اظهار کرد: به دلیل واردات بی رویه میوه و جایگزینی میوه های خارج از فصل، میوه های فصلی کشور که همیشه مورد استقبال بالا بودند با کاهش مصرف در بازار داخلی مواجه شده اند؛ به طوری که خربزه ایرانی که جزو مرغوب ترین خربزه جهانی است با برچسب خربزه فرانسوی وارد بازار می شود تا شاید بازار بهتر و قیمت بالاتری داشته باشد.
وی ابراز عقیده کرد: این مشکل وقتی حادتر می شود که هزینه های تولید نیز بدون سیاست های حمایتی یکباره افزایش می یابد و قدرت رقابت صادراتی را نه تنها از محصول می گیرد بلکه قیمت خرید آن از سوی دلالان حتی هزینه تمام شده باغداران را تامین نمی کند و این گونه است که محصول در سردخانه ها رها می شود یا اصلا از درخت چیده نمی شود.
عنایت الله بیابانی در گفت وگو با ایسنا گفت: درحالیکه خربزه و هندوانه دو محصول کیفی کشورمان هستند و هر ساله به میزان قابل توجهی صادر می شدند امسال به دلیل افزایش هزینه های تولید و نداشتن رقابت صادراتی نه تنها صادرات آن کاهش یافته است بلکه در داخل هم بازار مناسبی ندارد.
به گفته بیابانی در این زمینه هیچگونه کنترل و نظارتی وجود ندارد و متاسفانه فرهنگ با واردات بی رویه استفاده از محصولات داخلی و ذائقه مردم تغییر کرده است.
به اعتقاد نایب رییس خانه کشاورز اشاعه مصرف محصولات خارجی، سیاست های ضد تولید است؛ به طور مثال انگور دانه درشت و گوشتی قرمز که مشابه انگور شیلی است در استان اصفهان تولید و کیلویی هزار و ۵۰۰ تومان در بازار تهران عرضه می شود اما انگور شیلی کیلویی بیش از ۱۰ هزار تومان در مغازه های سطح شهر عرضه می شوند.
در این میان جای سوال است درهای واردات به روی میوه های خارجی که گشوده است هیچ؛ میوه های ایرانی چرا باید با نام خارجی و با برچسب خارجی بازار داشته باشند و مصرف شوند؟ چرا باید هزینه های بالا، رقابتی بودن صادرات محصولاتی همچون خریزه را از ما بگیرد و سیاست حمایتی از تولید و صادرات هم وجود نداشته باشد علیرغم اینکه یکی از مزیت های کشورمان تولید صیفی جات است.
لازم به یادآوری است که طی سه ماهه نخست سال گذشته بیش از دو هزار تن پوست خربزه تازه، یخ زده و خشک کرده به ارزش ۵۰۸ هزار و ۴۲۷ دلار به کشورهای آلمان، امارات متحده عربی و ترکیه صادر شد.

خودروسازی ایران در طول حدودا نیم قرن فعالیت خود، میزبان شرکتهای خودروساز معتبر و بزرگی بوده و این در حالی است که هم اکنون بیشتر آنها از کشور رفتهاند و تنها نامی از خود در تاریخچه این صنعت به یادگار گذاشتهاند.جنرال موتورز، لندروور، دوو، پروتون، فولکس واگن، بنز، فیات، سیتروئن و میتسوبیشی، ۹ خودروساز بزرگی هستند که تحت تاثیر حواشی مسایل سیاسی، محدودیتهای بینالمللی، جذاب نبودن بازار و مسائلی از این قبیل، از ایران رفتهاند و در این بین، «جنرال موتورز» اولین است و «میتسوبیشی» آخرین بود.
چرا رفتند؟
به گزارش ایران ویج ، به نقل از دنیای اقتصاد بی هیچ قضاوتی، به سراغ کارشناسان و قدیمیهای صنعت خودرو کشور میرویم، تا از زبان آنها دلایل رفتن خودروسازان بزرگ را از ایران بشنویم.
در این مورد، مشاور انجمن خودروسازان میگوید: مسائل سیاسی، حواشی بینالمللی و ضعف خودروسازان داخلی، اصلیترین دلایل خروج خودروسازان بزرگ از ایران به شمار میروند. داوود میرخانی رشتی میافزاید: اگر مسائل سیاسی را کنار بگذاریم، فضای کسب و کار در ایران به شکلی بوده که خودروسازان بزرگ دنیا اگر هم میخواستند، حضور در ایران برایشان نمیصرفید. وی ادامه میدهد:به عنوان مثال بخش خصوصی همواره مشکل سرمایه گذاری و تولید داشته و این موضوع یکی از دلایل بیانگیزه شدن خارجیها برای ادامه همکاری با آنها به حساب میآید.
به گفته وی، شاید اگر برای ماندن خودروسازان خارجی در ایران اصرار میکردیم، برخی از آنها را از دست نمیدادیم، با این حال وقتی رغبتی نشان نمیدهیم، آنها نیز، ایران را ترک میکنند. گفتههای میرخانی در شرایطی است که یکی از کارشناسان اقتصادی کشور معتقد است، بازار ایران به اندازه کافی برای خودروسازان خارجی جذابیت دارد، اما محدودیتهای بینالمللی، پیوند آنها را با خودروسازی کشور قطع کرده است.وی با بیان اینکه برخی خودروسازان بزرگ پس از انقلاب از ایران رفتند، تاکید میکند: در برخی موارد اموال آنها نیز مصادره شد و مقدمات خروج خودروسازان بزرگی مانند جنرال موتورز فراهم آمد.
اما عضو هیات مدیره انجمن قطعه سازان نیز در مورد دلایل خروج خودروسازان بزرگ از ایران، میگوید: پس از انقلاب، شرایط چندان مناسبی برای ماندن خودروسازان خارجی در ایران فراهم نبود. محمدرضا نجفی منش با اشاره به تاثیر مثبتی که خارجیها در خودروسازی ایران گذاشتند، میافزاید: بعد از انقلاب نیز تا دوره نژادحسینیان که قانون خودرو را به مجلس برد و از ساخت داخل حمایت کرد، اوضاع مناسب نبود، اما از آن زمان به بعد، شرایط رو به بهبود رفت.
وی در مورد خودروسازانی که طی چند سال گذشته از ایران رفته اند نیز میگوید: در این مورد عمدتا مسائل سیاسی تاثیرگذار بوده است، هرچند که نباید نوع رفتار و سیاست مسوولان صنعت کشور را نیز بیتاثیر دانست. به عبارت بهتر، در این ماجرا گاهی ما از فرصتها درست استفاده نکرده ایم و گاهی نیز خارجیها خیلی سخت گرفته و سیاسی عمل کردهاند. اظهارات نجفیمنش در شرایطی است که یکی از مسوولان بخش خصوصی خودروسازی کشور، ۸۰ درصد دلیل خروج خودروسازان بزرگ از ایران را مسائل سیاسی میداند.
وی میگوید: بخش خصوصی توان بخش دولتی را ندارد و به همین دلیل در مواجهه با سیاسی بازیها و محدودیتهای بینالمللی، خیلی زود مغلوب میشود. این مقام مسوول البته مسائل اقتصادی خودروسازان داخلی را نیز یکی از دلایل بی انگیزگی خارجیها برای ماندن در ایران دانسته و تاکید میکند: شاید اگر توان تولید و بنیه اقتصادی ما بالا بود، خودروسازان خارجی به شکلی محدودیتهای بینالمللی را دور میزدند و در ایران میماندند.
۹ خودروسازی که رفتند

اما نگاهی بیندازیم به این ۹ خودروساز و ببینیم هر کدام کی آمدند و کی رفتند و آمد و رفت شان با چه حاشیههایی روبهرو بود.
اگر بخواهیم به لحاظ تاریخی و البته اعتبار جهانی، «آمد و رفت» این ۹ خودروساز بزرگ را مورد بررسی قرار دهیم، باید ابتدا از «جنرال موتورز» آمریکا شروع کنیم. نام این شرکت به نوعی با تولد خودروسازی در ایران عجین شده است، به نحوی که پارس خودرو به عنوان قدیمیترین خودروساز کشور، کار خود را با جنرال موتورز آغاز کرد. نتیجه همکاری این شرکت آمریکایی با پارس خودرو، تولید خودروهای خاطره انگیزی مانند «بیوک»، «شورولت» (همان آریا و شاهین) بود، خودروهایی که در فیلم فارسیهای قبل از انقلاب نقش پررنگی داشتند و هنوز هم میتوان برخی از آنها را در ترافیک خیابانهای کشور به چشم دید. هرچند سطح همکاری جنرال موتورز با خودروسازی ایران چندان عمیق نبود، اما به هر حال نمیتوان از کمکی که این شرکت معتبر به شکل گیری پایههای مونتاژ در صنعت خودرو ایران کرد، به راحتی گذشت. جنرال موتورز به نوعی در ایران سرمایهگذاری نیز انجام داد و حتی اولین واحد آزمایشگاهی معتبر را در خودروسازی کشور بنا نهاد.
این در شرایطی بود که با وقوع انقلاب، همکاری جنرال موتورز و صنعت خودرو کشور به پایان رسید و غول خودروسازی آمریکا برای همیشه ایران را ترک کرد. آن طور که کارشناسان میگویند، شرایط کشور پس از انقلاب به گونهای بود که اگر خود جنرال موتورز نیز تمایل به ماندن در ایران داشت، افکار عمومی و جو آن دوران چنین اجازهای به شرکت آمریکایی نمیداد.
شاید همین افکار بود که پای «لندروور» را به عنوان دیگر خودروساز معروف آن زمان، از ایران برید و سبب شد این شرکت انگلیسی نیز همکاری خود را با صنعت خودرو کشور قطع کند. لندروور که مانند جنرال موتورز همبازی دوران کودکی صنعت خودرو ایران به حساب میآید، با یک شرکت بخش خصوصی به نام «مرتب» همکار بود. تا همین چند سال پیش و قبل از ورود نیسان پاترول به کشور، لندروور به نوعی تنها خودرو شاسی بلند (در مقایسه با خودروهای آن زمان) بازار به حساب میآمد و در بین ایرانیها، مشتریان خاص خود را داشت. به هر حال لندروور نیز در نهایت عطای کار در ایران را به لقایش بخشید و پس از جنرال موتورز، دومین خودروسازی بود که ایران را ترک کرد.
دوو آمریکایی شد و رفت

اگرچه این روزها اوضاع بخش خصوصی در صنعت خودرو ایران نابسامان است و نامهای بزرگ آن، یکی یکی در حال حذف شدن هستند، اما اگر نگاهی به پیشنه خودروسازان خصوصی بیندازیم، متوجه خواهیم شد که آنها روزگاری با بزرگان خودروسازی دنیا همکار بودهاند و جبر زمانه، سرنوشتی چنین را برایشان رقم زده است.
به جز «مرتب» که شرح آن رفت، کرمان خودرو نیز با توجه به مسائل بینالمللی شریک معتبر خود یعنی «دووموتورز» را از دست داد.
دوو که شرکتی کرهای به حساب میآمد، سال ۷۰ همکاری خود را با کرمان خودرو (خودروساز بزرگ بخش خصوصی) آغاز کرد و نتیجه این همکاری تولید خودروهایی مانند «ماتیز» و «سی یلو» بود. همکاری این دو نزدیک به ۱۲ سال پایدار ماند، اما در نهایت دووییها ورشکست شدند و از بخت بد، جنرال موتورز سهام آنها را خرید و زمینه ساز خروج دوو از ایران شد. به هر حال آمریکاییها روابط اقتصادی خود را با ایران قطع کرده بودند و طبعا دوو نمیتوانست خلاف میل مالک خود عمل کند و از همین رو سومین خودروسازی لقب گرفت که پایش را از خودروسازی ایران بیرون کشید.
پروتون قربانی یک تفاهم نامه ناکام

داستان تلخ قطع رابطه خودروسازان بزرگ دنیا و شرکتهای بخش خصوصی کشور، با فصل دوو به پایان نرسید و چند سال پس از رفتن این شرکت، زاگرس خودرو نیز همکار آسیایی و معتبر خود را تحت تاثیر نفوذ خودروسازان دولتی کشور، از دست داد. این شرکت که تا همین دو سال پیش نیز چرخش میچرخید، با پروتون (خودروساز معروف و بزرگ مالزی) همکاری مشترک داشت و توانست خودروهایی مانند «ویرا» و «جنتو» را در بازار ایران عرضه کند. این دو شرکت، به واقع روزهای خوشی را در کنار هم گذراندند و نتیجه همکاری آنها سبب شد تا زاگرس خودرو نام خود را به عنوان خودروسازی قابل اعتماد در بخش خصوصی مطرح کند.
این در حالی بود که عقد تفاهم نامه میان سایپا و پروتون، این شرکت مالزیایی را به طمع انداخت و بدین وسیله مقدمات خروج پروتون از ایران و حذف زاگرس خودرو از عرصه صنعت کشور را فراهم کرد. در واقع پروتون که آینده روشنی را برای خود در کنار زاگرس خودرو نمیدید، ترجیح داد به این یار قدیمیاش پشت کند و با سایپاییها تفاهم نامهای مشترک را به امضا برساند. با این حال، نتیجه این تفاهم نامه چیزی جز رفتن پروتون از ایران و حذف زاگرس خودرو از صنعت کشور نبود، زیرا پس از تغییر و تحولات مدیریتی در سایپا، مسوولان این شرکت وقعی به تفاهم نامه همکاری مشترک با پروتون، نگذاشتند و پیگیر تبدیل آن به قرارداد نشدند.
گلی که خشک شد

این روزها اگر نگاهی به خیابانهای کشور بیندازید، تک و توک خودرویی را خواهید دید که آرم بزرگترین خودروساز اروپا روی آن حک شده است.
درست حدس زدهاید، فولکس واگن آلمان را میگوییم، شرکتی که تا همین یک سال پیش با «بم خودرو» به عنوان یکی دیگر از خودروسازان خصوصی کشور همکاری مشترک داشت، اما این خودروساز نیز در نهایت ناکام ماند.
«بم خودرو» با همکاری فولکس واگن محصولی به نام «گل» را مونتاژ میکرد و اتفاقا به نسبت تیراژی که داشت، بازار مناسبی را نیز به خود دید، اما در نهایت محدودیتهای بینالمللی ریشههای آن را خشکاند، تا فولکس واگن به عنوان پنجمین خودروساز بزرگ، از ایران برود.
دردسر بزرگ فیات

در بین خودروسازان ایتالیایی، «فیات» تنها شرکتی است که در مقطعی کوتاه اقدام به مونتاژ خودرو در ایران کرد و دست آخر نیز با کلی حاشیه و دردسر از کشور رفت.
فیات ابتدا قرار بود اوایل دهه ۸۰ میهمان خودروسازی ایران شود، اما در نهایت چند سال طول کشید تا چشم صنعت کشور به جمال آن روشن شود. هرچند عقد قرارداد همکاری مشترک بین فیات و تاپکو (خودروسازی خصوصی و با مدیریت منوچهر غروی مدیرعامل پیشین ایران خودرو)، به تولید و عرضه خودرویی به نام «سی ینا» ختم شد، اما در نهایت مشکلات مالی تاپکو از یک سو و محدودیتهای بین المللی از سوی دیگر، سبب شد فیات نیز به عنوان ششمین خودروساز معروف دنیا، عطای کار در صنعت ایران را به لقایش ببخشد. رفتن فیات همان و بی کلاه ماندن سر برخی ثبتنامکنندگان «سی ینا» نیز همان. هرچند در حال حاضر باید فیات را جزو بزرگان خارج شده از صنعت خودرو کشور دانست، اما آن طور که خبر میرسد، سایپا با خرید سهام تاپکو، قصد دارد بار دیگر این ایتالیایی را میهمان ایران کند.
آمدن با ژیان و رفتن با زانتیا

اما دیگر خودروساز بزرگی که به همکاری خود با صنعت خودرو ایران پایان داد، سیتروئن است، شرکتی که با ژیان آمد و با زانتیا رفت.
این خودروساز فرانسوی، پیش از انقلاب به ایران آمد و طی همکاری مشترک خود با پارس خودرو، محصولی به یاد ماندنی و نوستالژیک را به نام «ژیان» به بازار کشور عرضه کرد. هرچند سیتروئن مانند آمریکاییها و انگلیسیها، ایران را پس از وقوع انقلاب و به دلیل مسائل سیاسی ترک نکرد، اما به هر حال انگیزهای نیز برای ماندن نداشت و اواسط سال گذشته با خودروسازی کشور خداحافظی کرد. این شرکت، پس از انقلاب قراردادی ۱۰ ساله برای مونتاژ زانتیا با سایپا بست، اما به پایان رسیدن این قرارداد، رفتن سیتروئن را رقم زد و این شرکت هفتمین خودروساز بزرگی لقب گرفت که ایران را ترک کرد.
بنز هم رفت

محدودیتهای بینالمللی در ادامه، پیوند بنز را نیز با صنعت خودرو کشور قطع کرد، تا این شرکت بزرگ و معتبر دنیا هشتمین خودروساز خارج شده از ایران باشد.
بنز که سابقه حضورش در ایران به پیش از انقلاب و در حوزه خودروهای تجاری برمیگردد، پس از انقلاب نیز همکاری خود را با صنعت خودرو کشور ادامه داد و حتی کارش به مونتاژ محصولات سواری (با مشارکت ایران خودرو)هم کشید. با این حال اما مسوولان بنز سال گذشته اعلام کردند که دیگر در ایران نمیمانند و بدین ترتیب، سالها همکاری این شرکت با صنعت خودرو ایران، ناکام ماند.
ژاپنی کم فروغ

هرچند نمیتوان سهم میتسوبیشی را در صنعت خودرو کشور چندان مهم دانست، اما به هر حال این خودروساز ژاپنی نیز یکی از بزرگانی است که سال گذشته رفت و تا به امروز آخرین خودروساز بزرگ خارج شده از ایران محسوب میشود.
این شرکت مدتی با «مرتب» همکار بود و بعدها نیزمیهمان «گروه بهمن» شد و محصولاتی مانند «پاجرو» را از خود به یادگار گذاشت. ظاهرا جذاب نبودن بازار ایران برای میتسوبیشی، اصلیترین دلیل رفتن این شرکت است.

جامعه منتقدان فیلم نیویورک نیز بر شایستگی فیلم اصغر فرهادی صحه گذاشت
«ملانکولیا» بهترین فیلم
«جدایی» علاوه بر جایزه برترین فیلم خارجی، جایزه بهترین فیلمنامه را نیز بدست آورد

به نقل از ورایتی، فیلم «Melancholia: ملانکولیا» ساخته “لارس فون تریر” جایزه بهترین فیلم سال را از جامعه منتقدان فیلم نیویورک در مراسمی که روز شنبه در رستوران ساردی شهر نیویورک برگزار شد، دریافت کرد.
“براد پیت” که یکی از نامزدان دریافت جایزه اسکار نیز می باشد، در این مراسم عنوان بهترین بازیگر مرد را برای نقش آفرینی در دو فیلم «مانیبال» و «درخت زندگی» دریافت کرد، در حالی که “کریستن دانست” جایزه بهترین بازیگر زن را برای بازی در فیلم «ملانکولیا» دریافت کرد.
جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد این مراسم به “آلبرت بروکس” برای فیلم «راندن» و در مقابل “جسیکا چاستین” جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از منتقدان نیویورک دریافت کرد. این جایزه برای بازی فوق العاده “چاستین” در سه فیلم «کمک»، «درخت زندگی» و «پناه بگیر» اهدا شد.
فیلم درام اصغر فرهادی؛ «جدایی نادر از سیمین» توانست دو جایزه جامعه منتقدان نیویورک را از آن خود کند. «جدایی» که هم اکنون در آمریکای شمالی بصورت محدود در اکران است، عنوان بهترین فیلم خارجی زبان و بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد.
به گزارش سینمانگار، جامعه منتقدان فیلم نیویورک(NSFC) دارای ۵۸ عضو است که شامل گروهی از منتقدان برتر سینما در ایالات متحده می باشد. هر ساله این جامعه برای انتخاب بهترینهای خود از روش رای گیری استفاده می کند و همزمان با اعلام برندگان میزان آراء دریافتی آنها را نیز اعلام می کنند.
امسال آراء آنها به این ترتیب بود که فیلم «ملانکولیا» توانست ۲۹ رای را از آن خود کند و فیلم «درخت زندگی» با یک رای کمتر ۲۸ و «جدایی نادر از سیمین» ۲۰ رای را از آن خود کردند. آخرین نتیجه هم برای بخش بهترین کارگردانی است که “ترنس مالیک” خالق «درخت زندگی» توانست با ۳۱ رای، “مارتین اسکورسیزی” سازنده «هوگو» را که ۲۹ رای را دریافت کرده بود، کنار بزند.
لیست کامل برندگان ۴۶ مراسم منتقدان فیلم نیویورک به شرح زیر می باشد:
بهترین بازیگر مرد:
برد پیت، برای فیلم «مانیبال» و «درخت زندگی»
بهترین بازیگر زن:
کریستن دانست، برای فیلم «ملانکولیا»
بهترین بازیگر مکمل مرد:
آلبرت بروکس، برای فیلم «راندن»
بهترین بازیگر مکمل زن:
جسیکا چاستین، برای فیلمهایی چون «درخت زندگی»، «کمک» و «پناه بگیر»
بهترین فیلم سال:
«Melancholia: ملانکولیا»
بهترین کارگردانی:
ترنس مالیک؛ برای فیلم «درخت زندگی»
بهترین مستند:
«Cave of Forgotten Dreams:غار رویاهای فراموش شده»
بهترین فیلمنامه:
«A Separation: جدایی نادر از سیمین»
بهترین فیلم خارجی زبان:
«A Separation: جدایی نادر از سیمین»
بهترین فیلمبرداری:
«Tree of Life: درخت زندگی»
بهترین فیلم تجربی:
«
eeking the Monkey Kingدر جستجوی میمون پادشاه»

فیلم «جدایی نادر از سیمین» برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از انجمن منتقدین فیلم ونکوور شد.
دوازدهمین مراسم سالانه اعطای جوایز فیلم انجمن منتقدین ونکوور دوشنبه شب برگزار شد و فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی از ایران موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی سال ۲۰۱۱ شد.
«جدایی نادر از سیمین» که برنده جایزه خرس طلا و خرس نقرهای بهترین بازیگری از جشنواره برلین است، در جوایز سالانه آسیاـ پاسیفیک بهترین فیلم سال ۲۰۱۱ انتخاب شد و از نگاه نشریههای سینمایی معتبر هالیوودی، از شانسهای اصلی نامزدی نهایی جایزه اسکار است.
ساخته جدید اصغر فرهادی که نماینده سینمای ایران در جوایز اسکار ۲۰۱۲ است، نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی از جوایز بافتا و گلدن گلوب است.
این فیلم در فصل جوایز سینمایی هالیوود موفق به کسب جایزه بهترین اثر غیرانگلیسی سال ۲۰۱۱ از نگاه انجمن منتقدین فیلم شیکاگو، انجمن منتقدان آنلاین سینما و انجمن منتقدین فیلم شیکاگو شده است و در جوایز فیلم مستقل بریتانیا نیز بهترین فیلم خارجی برگزیده شد.
به گزارش ورایتی، در بخش بهترین فیلم «هنرمند» از فرانسه ساخته «میشل هازاناویکیوس» عنوان بهترین فیلم سال را کسب کرد و جایزه بهترین فیلمنامه را هم گرفت.
این فیلم به کارگردانی در جشنواره کن نامزد نخل طلا بود که جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره را برای «ژان دوجاردین» بههمراه آورد و در جشنواره سنسباستین جایزه منتخب تماشاگران را کسب کرد.
«هنرمند» یک درام عاشقانه فرانسوی است که داستان آن مربوط به سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۲ در هالیوود است که سینمای صامت در حال افول بوده و بازیگران آن دچار مشکل شدهاند.
این فیلم خود به صورت صامت و سیاه ـ سفید فیلمبرداری شده است. «هنرمند» نامزد شش جایزه گلدن گلوب است.
«ترنس مالیک» برای فیلم برنده نخل طلای «درخت زندگی» به عنوان بهترین کارگردان معرفی شد. این فیلم با بازی «براد پیت» و «شون پن» وصیتنامه سینمایی مالیک است که در آن دو روایت داستانی و مستند به موازات هم پیش میروند و در آخر به نقطه واحدی میرسند.
فیلم تقریبا بدون دیالوگ است و در قسمتهای مربوط به خانواده آمریکایی، با صدای فرزند بزرگ خانواده (شون پن) و یا مادر سوگوار آنها روایت میشود که با لحن اندوهناک و شکوهانگیزی، درباره مرگ یکی از کودکان خانواده و فقدان او حرف میزند.
«مایکل فاسبندر» برای فیلم «شرمساری» بهترین بازیگر مرد انتخاب شد و فیلم «غار رویاهای فراموششده» ساخته «ورنر هرتزوگ» جایزه بهترین اثر مستند سال را دریافت کرد.(ایسنا)
فروش سریال های ترکیه به کشورهای خارجی ادامه دارد.
سریال های ساخت ترکیه در کشورهای خارجی با استقبال گرمی مواجه می شوند.
بنا به گزارش وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه، بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ به ۷۶ کشور مختلف در مجموع ۳۵ هزار و ۶۷۵ ساعت سریال فروخته شده است.
این سریال ها در راس به کشورهای خاورمیانه، جمهوری های ترک و کشورهای منطقه بالکان فروخته شده اند.
بدین ترتیب شمار گردشگرانی که هر ساله از این کشورها به ترکیه سفر می کنند، افزایشی به میزان ۱۲ درصد داشته است.
در بین سریال های ساخت ترکیه که در کشورهای خارجی با استقبال زیادی روبرو شده است، کورتلار وادیسی، دلی یورک، گوموش، یاپراک دوکومو، عشق ممنوع، آجی حیات، آسمالی کوناک، ساکاریا فرات و تک ترکیه قرار دارد.
این سریالها علاوه بر کشورهای خاورمیانه، جمهوری های ترک و منطقه بالکان، در نیجریه، ویتنام، ساحل عاج، سنگال، سومالی و سنگاپور نیز با رغبت زیادی تماشا می شوند.
در یونان سریال های ترک به زبان اصلی و با زیرنویس یونانی پخش می شوند.
از هر دو یونانی یک نفر سریال های ساخت ترکیه را تماشا می کنند. و شمار کلاس های زبان ترکی در یونان نیز از یک به ده افزایش یافت.
به عنوان آخرین اقدام نیز سریال پرطرفدار محتشم یوزییل که در ترکیه نیز دوستداران زیادی دارد، به کشور روسیه فروخته شده که به زبان روسی ترجمه شده و مورد استقبال مردم این کشور قرار گرفت.

لحظه غرور و افتخار فرا رسید
اصغر فرهادی برنده گوی طلایی بهترین فیلم خارجی زبان شصت و نهمین مراسم گلدن گلوب

بالاخره انتظارها برای همه ما و همه فارسی زبانان و عاشقان سینمای ایران پایان یافت و فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی از کشورمان، موفق به دریافت گوی طلایی بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان شصت و نهمین مراسم جوایز گلدن گلوب شد.
مدونا خواننده مطرح موسیقی پاپ، اجرای این بخش را بر عهده داشت.
اصغر فرهادی که پیمان معادی بازیگر اصلی فیلمش را به همراه داشت، پس از دریافت جایزه اش گفت: من می خوام از مایکل بارکر تشکر کنم، از تام برنارد و بقیه. داشتم فکر می کردم که اگر برنده شدم چه بگویم و از چه کسی تشکر کنم. از پدر و مادرم، از همسر مهربانم، از فرزندانم، از بازیگرانم، اما الان از مردمم تشکر می کنم. فکر می کنم مردم ایران با محبت ترین مردم دنیا هستند.
رقبای فیلم «جدایی نادر از سیمین» در بخش بهترین فیلم خارجی زبان عبارت بودند از: «در سرزمین خون و عسل» از آمریکا/ بوسنی، به کارگردانی آنجلینا جولی/ «گلهای جنگ» از چین، به کارگردانی ژانگ ییمو/ «پسری با دوچرخه» از بلژیک، فرانسه و ایتالیا، به کارگردانی ژان پی یر و لوک داردن و «پوستی که در آن زندگی می کنم» از اسپانیا، به کارگردانی پدرو آلمودوار

قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه در امور بینالملل از ممنوعیت به کارگیری نیروی کار غیرمجاز خارجی در بنگاههای داخلی خبر داد و گفت: به ازای استفاده از هر کارگر خارجی در روز، کارفرما ۵۰ هزار تومان جریمه خواهد شد.
توکل حبیب زاده در گفتگو با مهر در خصوص سرشماری انجام شده از اتباع بیگانه حاضر در ایران با توجه به آمارهای مختلفی که از کمتر از ۱ میلیون نفر تا چند میلیون نفر گفته می شود، اظهار داشت: در این بخش ما با دو گروه نیروی کار خارجی مواجه هستیم.
قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تاکید بر اینکه آمار نیروهای مجاز و غیرمجاز با یکدیگر متفاوت و در اختیار وزارت کشور است، گفت: وزارت کشور به عنوان مجری اصلی طرح، موضوع سرشماری نیروی کار غیرجاز خارجی را دنبال می کند که البته این موضوع شامل نیروی مجاز و دارای مجوزهای لازم نیز می شود.
حبیب زاده در ادامه به وجود مرزهای گسترده در کشور، مماشات با نیروهای خارجی حاضر در بازار کار ایران در دهه های گذشته، عدم نظارت کافی بر بنگاه هایی که اینگونه نیروها را به کار می گیرند و احتمال سودجویی برخی از کارفرمایان برای استفاده از اینگونه نیروها هم به عنوان دلایل قابل توجه در ادامه حضور نیروهای بیگانه در کشور اشاره کرد.
این مقام مسئول در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: نکته ای که من می خواهم به آن اشاره کنم، این است که طبیعتا کار کنترل و قانونمند کردن حضور نیروی کار خارجی در ایران به تنهایی شاید از عهده دولت برنیاید.
وی با تاکید بر لزوم حمایت بخش خصوصی از طرح هایی که منجر به ساماندهی نیروی کار خارجی در کشور می شود، گفت: قانونمند شدن بازار کار در اولین گام به نفع بازار کار داخلی خواهد بود.
قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: متاسفانه تاکنون بخش خصوصی آن حمایتهای لازم را از دولت در ساماندهی حضور نیروهای کار بیگانه در کشور به عمل نیاورده است.
به گفته حبیب زاده، هم اکنون بسیاری از نیروهای کار بیگانه با حقوق کمتر از حداقل دستمزد و بدون برخورداری از بیمه های اجتماعی و در شرایط طاقت فرسایی حتی حاضرند کار کنند و ظاهرا این نوع کار برای کارفرمایان به صرفه است و به سوی آنها سوق می یابند.
این مقام مسئول در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه انجام این کار (بکارگیری نیروی کار خارجی به ویژه بخش غیرمجاز به جای نیروی ایرانی آماده به کار)، غیرقانونی است، گفت: این نوع اقدامات مشمول جریمه برای کارفرمایان خواهد بود.
وی تاکید کرد: با بازرسی هایی که از بنگاهها و واحدهای تولیدی صورت می گیرد، در صورت مشاهده استفاده از نیروی کار غیرمجاز خارجی، کارفرما جریمه خواهد شد.
قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، جریمه استفاده از هر نیروی کار غیرمجاز خارجی در بنگاه های داخلی کشور را مشمول جریمه ۵۰ هزار تومانی در هر روز اعلام کرد و گفت: در صورت تکرار و اصرار به استفاده از نیروی کار غیرمجاز خارجی، جریمه ها جدی تر و سنگین تر خواهد شد.










































