یک مقام مسئول در سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان با اشاره به افزایش ۴۰ درصدی تعرفه خدمات پستی گفت: در بحث افزایش تعرفه های پستی بخشنامه دولت مغفول واقع شده و رعایت نشده است. | |
| به گزارش خبرنگار مهر، مدیرعامل شرکت پست در تاریخ ۵ اردیبهشت ماه افزایش ۴۰ درصدی تعرفه خدمات پستی را که از سال ۸۳ تاکنون افزایش نیافته بود ابلاغ کرد که مطابق این مصوبه که از سوی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی نیز تایید شده است شرکت پست از این پس ۴۰ درصد قیمت تمام شده خدمات پستی را از مشتری دریافت خواهد کرد اما مدیرکل دفتر خدمات زیربنایی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان معتقد است که این مصوبه مراحل قانونی خود را برای اجرا طی نکرده است. سید جواد احمدی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه در بحث تغییر تعرفه های پستی مراحل قانونی طی نشده است اظهار داشت: بحث افزایش تعرفه های پستی در تاریخ ۱۲ اسفند ۸۹ در کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات به تصویب رسید اما قبل از آن و در تاریخ ۴ آبان ۸۹ و ۲۵ آبان ۸۹ معاون اول رئیس جمهوری بخشنامه ای به تمامی دستگاههای دولتی و عمومی صادر کرد که طبق آن، دستگاهها موظف شدند هر افزایشی در نرخ تعرفه های خود را بعد از طی مراحل قانونی حتما با هماهنگی کارگروه کنترل بازار و سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان انجام دهند. وی ادامه داد: در بحث تغییر تعرفه های پستی این مراحل انجام نشده است به این معنی که پس از تصویب این تعرفه ها از سوی کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات، این مصوبه ابلاغ و اجرای آن آغاز شده که این غیرقانونی است. احمدی با بیان اینکه از تاریخ ۵ اردیبهشت ۹۰ که این مصوبه از سوی شرکت پست لازم الاجرا شده، سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان موضوع را به ستاد هدفمندسازی یارانه ها و به معاون اول رئیس جمهوری منعکس کرده است، گفت: این موضوع از سوی معاون اول رئیس جمهوری به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز منعکس شده و دکتر تقی پور نیز پاسخی در این باره ارائه کرده اند که از نظر ما این پاسخ جای مناقشه دارد. مدیرکل دفتر خدمات زیربنایی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان در مورد پاسخ وزیر ارتباطات در این رابطه گفت: طبق اظهارات وزیر ارتباطات با توجه به آنکه شرکت پست قرار است به بخش خصوصی واگذار شود باید به سوددهی برسد و زیان ده نباشد براین اساس باید این افزایش تعرفه ها صورت می گرفت. وی با بیان اینکه فعلا در مورد میزان افزایش تعرفه ها بحثی نیست و این موضوع در مرحله بعدی باید مورد بررسی قرار گیرد، تاکید کرد: در بحث مصوبه افزایش تعرفه های پستی بخشنامه دولت مغفول واقع شده و رعایت نشده است. این مقام مسئول در سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان خاطرنشان کرد: شرکت پست که هنوز دولتی است حتما باید این مسیر را رعایت می کرد در غیر اینصورت چطور انتظار داریم بخش خصوصی مصوبات دولت را رعایت کند. وی با بیان اینکه مصوبه تغییر قیمت پست در حال اجرا از سوی شرکت پست است به مهر گفت: اما پیگیری های سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان ادامه دارد و امیدواریم این پیگیری ها به مرحله ای برسد که نظر کارگروه بازار در این ارتباط لحاظ شود. |
مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور گفت: ایران با حدود سه میلیون پناهنده مجاز و غیرمجاز، رتبه نخست پناهندگان را به خود اختصاص داده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر تهوری در نشست خبری به مناسبت روز جهانی پناهنده ها با اشاره به اینکه در حال حاضر سه درصد از پناهندگان در مهمان شهرها زندگی می کنند، افزود: این مهمان شهرها داری بانک، نانوایی و کارگاه های اقتصادی هستند.
وی گفت : تمام فرزندان پناهندگان، از خدمات آموزشی و بهداشتی در مقاطع مختلف استفاده می کنند.
تهوری افزود: پناهندگان مربوط به جنگ دوم خلیج فارس و حمله به کویت، برای دوری از بحران، به ایران آمده اند.
وی گفت : با توجه به شرایط منطقه ای، سایر کشورها، کمترین کمک ها را به ایران کرده اند.
مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور افزود: پناهندگان در کشورهای دیگر پس از ورود وارد زندان می شوند و پس از بررسی ها می توانند در آن کشور زندگی کنند در حالیکه در کشورمان این گونه نیست.
مسوول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد گفت:«زیاد بودن میل جنسی در یکی از زوجین غیر طبیعی تلقی نمی شود و نیاز به درمان ندارد و تا زمانی که روی فعالیت های فردی و اجتماعی فرد تاثیری نگذارد و این میل در چارچوب خانواده بوده و تبدیل به رفتارهای پرخطر آسیب زننده نشود اقدامی برای کاهش آن نمی کنیم.»

دکتر محمد حسین اخوان تقوی گفت:«میل جنسی یعنی وجود گاه و بیگاه تخیلات جنسی در فرد و نیاز به ارتباط وی با جنس دیگر است که این میل در آقایان تقریبا ثابت بوده و نیاز به آن را احساس می کند و این میل در آنها به طور طبیعی کمتر دچار نوسان می شود اما به رغم وجود این میل در خانم ها ممکن است آن را احساس نکنند و تنها در زمان برانگیختگی جنسی متوجه این میل شوند و برخلاف مردان، میل جنسی در زنان پرنوسان است.»
وی ادامه داد:«میل جنسی در زنان در دوره بارداری، دوره شیردهی، دوران پس از زایمان، یائسگی، دوره قاعدگی و میان دوره هر سیکل قاعدگی دچار نوسان می شود و ممکن است در زمانی میل جنسی زن خوب باشد و در زمانی کم بوده و یا اصلا آن را احساس نکند و رغبتی برای برقرار رابطه جنسی با همسر خود نداشته باشد.»
مسوول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد گفت:«زمانی که از میل جنسی زوجین صحبت می شود با سه پدیده کمبود میل جنسی و حتی بیزاری جنسی ، میل جنسی زیاد و یا ناهمخوانی های میل جنسی همسران روبه رو هستیم.
زیاد بودن میل جنسی در یکی از زوجین غیر طبیعی تلقی نمی شود و نیاز به درمان ندارد و تا زمانی که روی فعالیت های فردی و اجتماعی فرد تاثیری نگذارد و این میل در چارچوب خانواده بوده و به رفتارهای پرخطر آسیب زننده و ازار دهنده برای خود فرد یا همسر ش تبدیل نشود اقدامی برای کاهش آن نمی کنیم.»
وی در خصوص مشکل کمبود میل جنسی تاکید کرد:«اگر یکی از زوجین با کمبود میل جنسی مواجه باشد حتما نیازمند پیگیری و بررسی و احیانا درمان است . کمبود میل جنسی عمدتا ناشی از عوامل روانی – اجتماعی است برای مثال اگر زن و شوهر روابطی آشفته و پرتنش با یکدیگر داشته باشند و مدام با یکدیگر قهرو دعواداشته باشند این میل در یک یاهردوی آنها به طور طبیعی افت پیدا می کند.گاهی آماده نبودن محیط خانه و نگرانی از حضور فرزند باعث افت این میل می شود.»
دکتر اخوان تقوی ادامه داد:«از دیگر عوامل موثر بر کمبود میل جنسی عوامل شغلی است و افرادی که شغل های پراسترس و طاقت فرسا دارند و یا کسانی که در شیفت شب کار می کنند ممکن است با کمبود این میل مواجه شوند البته به تجربه دیده شده افرادی که در کار خود با اعداد و ارقام سر و کار دارند مثل حسابداران و صندوق داران، نیز ممکن است دچار کمبود میل جنسی شوند.»
وی افزود:«از دیگر عوامل تاثیرگذار بر میل جنسی بیماری های روانپزشکی است و افرادی که دچار افسردگی و یا اضطراب فراگیر هستند و یا از داروهای اعصاب و روان استفاده می کنند ممکنست با کمبود این میل مواجه شوند اما این به این معنا نیست که افراد مصرف این داروها را کاهش دهند و یا اقدام به قطع خودسرانه مصرف داروهایشان کنند بلکه بایستی در این مواقع با پزشک معالج خود مشورت کنند.»
مسوول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد در ادامه اظهار داشت:«عمده ترین دلیل کمبود میل جنسی ناشی از عوامل روانی – اجتماعی است اما کمبود این میل می تواند ناشی از عوامل طبی و پزشکی نیز باشد به عنوان مثال افرادی که به پرکاری یا کم کاری تیروئید مبتلا هستند و یا میزان هورمون پرولاکتین در بدن آنها بالا رفته است، و یا کاهش هورمون تستوسترون در مردان، بیماری های قلبی و عروقی در افراد و بیماری دیابت می تواند بر کمبود میل جنسی تاثیرگذار باشد و باعث افت میل جنسی شود بنابراین ضروری است که این اختلالات هورمونی و بیماری ها نیز بررسی شود.»
وی افزود:«گاهی کمبود میل جنسی در افراد ثانویه به اختلال جنسی دیگری است و ممکن است به عنوان مثال مردی دچار ناتوانی جنسی شده باشد که به دنبال آن میل جنسی نیز در این فرد کاهش پیدا می کند که با بهبود توان جنسی، میل جنسی وی نیز بهبود پیدا می کند.»
مسوول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد تاکید کرد:«یکی از دلایلی که به طور طبیعی باعث کاهش میل جنسی می شود افزایش سن است و مردان با بالا رفتن سن و زنان با یائسه شدن دچار کاهش میل جنسی می شوند اما باید دانست یائسگی حتما مساوی با کاهش میل جنسی نیست چرا که برخی از افراد با یائسه شدن و عدم ترس از بارداری و به دلیل وجود محیط آرامتر خانه به علت ازدواج فرزندان گاهی اوقات حتی رابطه جنسی بهتری با همسر خود راتجربه می کنند .»
دکتر اخوان تقوی گفت:«گاهی برخی از زوجین دچار ناهمخوانی های جنسی هستند به عنوان مثال میل جنسی در یکی از زوجین زیاد و در دیگری کمتر است و میل جنسی هر دو هم در محدوده طبیعی است اما تفاوت در مقدار این میل است که باید گفت: اولا هیچ زوجی قابل مقایسه با زوج های دیگر از لحاظ میل جنسی نیست بلکه زوجین باید رابطه و میل جنسی خود را نسبت به گذشته و حال خودشان مقایسه و بررسی کنند آیا میل جنسی آنها نسبت به گذشته و حال تغییری کرده است یا خیر.»
وی افزود:«باید گفت کمتر زوجی را داریم که میل جنسی یکسانی داشته باشند و میل جنسی در هر دو با هم همخوانی داشته باشد مهم در اینجا این است که زوجین باید با یکدیگر صحبت کرده و به یک میانگینی برای انجام این رابطه برسند .نکته دیگر این است که اگر زوجین در اغلب و نه در همه موارد هردو به رضایت کامل جنسی برسند طبیعی اتلقی می شود ازاینرو دلیلی ندارد که در همه موارد وقتی یکی از زوجین طالب برقراری رابطه جنسی است حتما طرف مقابل هم باید به حد وی آمادگی داشته باشد مهم این است که همسران باید در صورتی که عذر شرعی یا عذر موجه دیگری ندارند به نیاز هم پاسخ دهند ولو این که هردو به برانگیختگی کامل نرسند ودر این مواقع کافیست یکی از زوجین نیاز دیگری را برآورده کند.»
علی مطهری که از حضور اصلاحطلبان در انتخابات آینده استقبال میکند، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا شورای نگهبان صلاحیت اصلاحطلبان را تایید خواهد کرد؟، میگوید: شورای نگهبان دلیلی ندارد که صلاحیت نامزدهای این جریان را رد کند. بنده شخصا معتقدم که به جز آقایان موسوی و کروبی، شورای نگهبان نباید صلاحیت کس دیگری را در ارتباط با بحران اخیر رد کند. چه دلیلی برای این کار هست؟ مثلا عضویت در ستاد آقای موسوی که جرم نیست که بخواهند به بهانه آن کسی را رد صلاحیت کنند. حضور در این ستادها یک کار قانونی بوده است. همین طور اعتراض به نتیجه یک انتخابات حق قانونی هر شهروندی است، مگر این که در تخریب اماکن و آسیب رساندن به اموال عمومی دست داشته باشد.
نماینده تهران در حالی به تحلیل آرایش انتخاباتی اصلاحطلبان و اصولگرایان در آستانه انتخابات مجلس نهم پرداخت که هنوز تصمیمی به حضور در انتخابات نگرفته است و میگوید: اگر سوال از احمدینژاد انجام نشود و مجلس نتواند کارهای بزرگ انجام دهد و کار مجلس فقط امور جزئی مثل تعیین حریم جادهها باشد، دیگر چه نیازی به نامزدی امثال من در انتخابات است؟!
![]()
مطهری که این روزها به دلیل طرح سوال از احمدینژاد از یکسو و مواضع انتقادیاش از سوی دیگر، در برخی محافل سیاسی و رسانهای به شدت مورد انتقاد است، تمایلی به پاسخگویی به آنها ندارد و دلایلش برای این کار را هم نمیخواهد رسانهای کند.
به گزاش آفتاب، مصاحبه وی با خبرآنلاین که به فعالیتهای انتخاباتی گروههای سیاسی مرتبط است را میخوانید:
با توجه به اینکه در آستانه انتخابات مجلس هستیم، به نظرتان امکان حضور اصلاحطلبان در انتخابات آتی وجود دارد؟
امکانش هست اما این بستگی به تصمیم خودشان دارد. صلاح است که اصلاحطلبان به طور فعال شرکت کنند.
ممکن است آنها نیت کنند در انتخابات حضور یابند ولی به نظرتان شورای نگهبان صلاحیت آنها را تایید خواهد کرد؟
بله. شورای نگهبان دلیلی ندارد که صلاحیت نامزدهای این جریان را رد کند. بنده شخصا معتقدم که به جز آقایان موسوی و کروبی، شورای نگهبان نباید صلاحیت کس دیگری را در ارتباط با بحران اخیر رد کند. چه دلیلی برای این کار هست؟ مثلا عضویت در ستاد آقای موسوی که جرم نیست که بخواهند به بهانه آن کسی را رد صلاحیت کنند. حضور در این ستادها یک کار قانونی بوده است. همین طور اعتراض به نتیجه یک انتخابات حق قانونی هر شهروندی است، مگر این که در تخریب اماکن و آسیب رساندن به اموال عمومی دست داشته باشد.
ولی در مقاطعی مثل برگزاری انتخابات مجلس هفتم که اصلا بحث انتخابات و ستاد انتخاباتی آقای موسوی هم نبود، شاهد رد صلاحیت حدود نیمی از نمایندگان مجلس ششم بودیم.
بله، افراط همیشه بوده و برخی افراد به صرف منتقد بودن رد صلاحیت شدهاند و گاهی بعد اصلاح شده است. رهبری هم گاهی از تندروی شورای نگهبان جلوگیری کردهاند. اکنون ترکیب شورای نگهبان نسبت به گذشته عاقلتر است. به هر حال به دلیل اتفاقاتی که بعد از انتخابات سال ۸۸ رخ داد، به صرف معترض بودن برخی افراد به نتیجه انتخابات نباید آنها را رد صلاحیت کرد. حتی تکلیف آقایان موسوی و کروبی هم باید در دادگاه صالح تعیین شود نه اینکه بدون محاکمه محصور شوند. من با این برخورد مخالفم.
نظرتان درباره سخنان اخیر آقای جعفری فرمانده کل سپاه چیست؟ برخی کاربران خبرآنلاین، نظر شما را در این خصوص پرسیدهاند.
آن طور که من از توصیه امام(ره) میفهمم نظامیان نباید وابستگی حزبی داشته باشند و در انتخاباتها به عنوان نهاد یا مقام نظامی باید بیطرف باشند و دخالت نکنند. اظهارنظر کلی درباره مسائل سیاسی در جهت حراست از آرمانهای انقلاب اسلامی برای آنها بلااشکال است بلکه وظیفه آنها خصوصا سپاه پاسداران است اما ورود آنها به مصادیق جایز نیست. البته بدنه نیروهای مسلح مثل سربازان و بسیجیان از این نظر مانند مردم عادی هستند. به نظر میرسد که امام خمینی این توصیه را به خاطر جلوگیری از پدید آمدن تفرقه در میان نظامیان ایراد کردند.
نظرتان درباره شروطی که آقای خاتمی و اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات میگذارند و به نوعی از نظام تضمین میخواهند چیست؟ برخی معتقدند اصلاحطلبان اصلا در موقعیتی نیستند که شرط بگذارند و باید بدون شرط حضور یابند؟
اتفاقا من معتقدم که آقای خاتمی حرفهای درستی زده است ولی نه به عنوان شرط. من هم معتقدم که بسیاری از زندانیهای پس از انتخابات باید آزاد شوند، چون در حال حاضر بیخود
دارند به آنها سخت میگیرند. این که بگویند چون این افراد بر موضع خود هستند و ابراز ندامت و پشیمانی نمیکنند آزاد نمیشوند، منطق درستی نیست. اگر اقدام عملی مانند تخریب یا قیام مسلحانه علیه نظام نکردهاند باید آزاد شوند.
ولی راه نیل به این خواستهها این نیست که اصلاحطلبان برای انتخابات شرط بگذارند. حتی شرکت در انتخابات و به دست آوردن تعدادی از کرسیهای مجلس و به رخ کشیدن پایگاه اجتماعیشان، راه را باز میکند تا آنها بتوانند به این خواستههایشان برسند. تحریم انتخابات ممکن است آنها را منزوی کند و دیگر در آینده نتوانند کاری بکنند. قطعا نظر رهبری هم بالا بردن سطح مشارکت در انتخابات آینده است.
من خواستههای آنها را قبول دارم و منطقی میدانم ولی شرط گذاشتن برای نظام را درست نمیدانم چون نظام معمولا در این موارد ایستادگی میکند و زیر بار این شرطها نمیرود و به این ترتیب آنها از حضور در این عرصه محروم میشوند بدون آنکه دستاوردی داشته باشند در حالی که فضای سیاسی را هم تندتر کردهاند.
برخی سایتها گفتهاند که آقای خاتمی در یکی از دیدارهای اخیرشان گفتهاند که دیگر جنبش سبزی وجود ندارد و باید از مسائل پس از انتخابات گذشت و اصلاحطلبان باید تدارک یک جریان جدید را ببینند. به نظرتان این موضع گیری میتواند منجر به برون رفت اصلاحطلبان از شرایط کنونی شود؟
قطعا این حرفها مفید است که خاتمه جریان سبز را اعلام کردهاند. این اظهارات، مخالفت با جنبش سبز است و میتواند بهانه خوبی برای پذیرش دوباره اصلاحطلبان در عرصه باشد.
اگرچه برخی آقای خاتمی را از سران فتنه میدانند ولی بنده شخصا چنین نظری ندارم. شاید مهمترین خطای مجمع روحانیون مبارز این بود که راهپیمایی ۳۰ خرداد را پس از سخنان رهبری در نماز جمعه به سرعت لغو نکردند و تعلل کردند. البته این تعلل در شرایط هیجانی آن دوره، از نظر من قابل گذشت است.
میدانید که من در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به دنبال جلب حمایت از حضور آقای ولایتی بودم. پیش از آنکه آقای موسوی اعلام نامزدی کند، آقای خاتمی گفته بودند که کاندیدا میشوند. من در آن برهه با ایشان دیدار کردم. ایشان از ته دل گفتند که اگر احساس کنیم شما اصولگراها واقعا از آقای ولایتی حمایت میکنید، نه من میآیم و نه آقای موسوی کاندیدا میشود و ما هم از آقای ولایتی حمایت میکنیم. چون آنها میخواستند که آقای احمدینژاد رای نیاورد و نوع مدیریت ایشان را مضر به حال کشور میدانستند. از این رو شخصا قبول ندارم که ماهها قبل از انتخابات برنامهریزی برای براندازی شده بود و آقای خاتمی هم از سران فتنه است! حال که خود ایشان نرمش نشان میدهند، نظام هم باید عطوفت به خرج دهد و آنها را بپذیرد.
اخیرا اخباری دال بر احتمال حضور آقای جنتی در حلقه تصمیمگیران اصولگرایان برای ایجاد اجماع در انتخابات آینده منتشر شده است. نظر شما در مورد نقشآفرینی انتخاباتی دبیر شورای نگهبان چیست؟
من حضور آقای جنتی در این زمینه را به صلاح نمیدانم، هم از نظر شخصیت حقیقی ایشان که جز افرادی که به نام اصولگرایی در بحران اخیر موجب تشدید این بحران شدند و به جایگاه ولایت فقیه لطمه وارد کردند بقیه را خارج از خانواده انقلاب میدانند و در نتیجه موجب تفرقه در این حلقه خواهند شد چون افراد روشنی مانند آیتالله مهدوی کنی این طرز فکر را نمیپذیرند، و هم از نظر شخصیت حقوقی که ایشان دبیر و عضو شورای نگهبان و برگزار کننده و داور انتخابات است. ورود ایشان به این حلقه شبیه همان اتفاقی است که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته افتاد که برخی از اعضای شورای نگهبان از یکی از نامزدها حمایت کردند و مشکلاتی به وجود آمد.
سازوکارهایی برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان به منظور ارائه یک لیست انتخاباتی واحد در انتخابات مجلس نهم در دستور کار قرار گرفته است. نظر شما در مورد این مدلها از جمله مدل ۲+۶+۴+۳ چیست؟
من اساسا قائل به وحدت اصولگرایان نیستم. زمانی باید از وحدت اصولگرایان دم بزنیم که رقیب سرسختی در مقابلمان باشد، رقیبی که به مرز دشمنی میرسد، مثلا زمانی که رقیب ما چهرههای تند و تیزی مثل آقایان تاجزاده و بهزاد نبوی باشند، اصلاحطلبانی که به دنبال تغییر ساختار نظام بودند. اگر امکان ورود این افراد به مجلس وجود داشته باشد، ما باید با هم متحد شویم تا آنها رای قابل توجهی نیاورند. اما الان کسانی از اصلاحطلبان از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت میشوند که بیخطرند و افراد معقولیهستند و ولایت فقیه را قبول دارند.
مثلا چهرههایی مثل آقایان کواکبیان یا پزشکیان
و یا خباز چه خطری برای نظام دارند؟ به نظر من اینها از برخی اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی اصولگراترند. در چنین فضایی این همه اصرار برای وحدت برای چیست؟ چه ضرورتی دارد؟ فرض کنید دو سه لیست اصولگرا باشد با دو سه لیست اصلاحطلب. مردم هم از بین آنها نمایندگانشان را انتخاب میکنند. به نظر من حتی اگر اینگونه اصلاحطلبان در مجلس بعد، اکثریت کرسیها را هم کسب کنند، خطری نظام را تهدید نمیکند. در چنین شرایطی چه اصراری هست که سیستم مجموعه اعداد برای وحدت درست کنیم ومدل بچینیم؟! به نظر من این کارها لازم نیست.
من معتقد به وحدت عقلا و معتدلها اعم از اصولگرا و اصلاحطلب هستم تا در برابر تندروها و افراطیهای دو طرف، جبهه واحد تشکیل دهند. به این ترتیب مجلس آینده ما یک مجلس اهل فکر و عقیده خواهد بود و به جای احساسگرایی، در آن عقلگرایی حاکم خواهد بود.
باید به سمت مجلس عقلگرا و معتدل برویم. باید مبانی و اصولی را تعریف کنیم که هر کس آن را قبول دارد وارد این جبهه شود، اصولی مثل ولایت فقیه، آزادی، عدالت اجتماعی، مردمسالاری دینی، استقلال فرهنگی، امر به معروف و نهی از منکر، نقش زن در جامعه، رعایت اخلاق در سیاست، قانونگرایی، توجه به نسل جوان و…. بر اساس این اصول با برداشت واحد است که باید وحدت بیابیم و افرادی که به این اصول معتقدند به مجلس راه یابند، چه اصولگرا باشند و چه اصلاحطلب. مهم برداشت واحد از این اصول و مبانی است. مثلا باید برداشت همه ما از ولایت فقیه یا آزادی یکسان باشد.
برای همین است که به وحدت بین اصولگراها اعتقادی ندارم. فرض کنیم همه ما هم متحد شویم. که چی؟ میخواهیم جلوی چه دشمنی را بگیریم؟ دشمنی در مقابل ما نیست! خیلی از رقبای اصلاحطلب ما مثل خود ما اصولگراها فکر میکنند و همین انتقادات ما را به وضع موجود دارند. بنابراین وحدت بین عقلا و معتدلین باید یک اصل باشد نه وحدت میان اصولگراها.
کاربران خبرآنلاین پرسیدهاند که آیا حاضرید در فهرست انتخاباتی اصلاحطلبان هم قرار بگیرید؟
در دور قبل هم من گفته بودم غیر از حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، هر گروهی بخواهد اسم من را در لیست خود قرار دهد مخالفتی ندارم.
حتی اعتمادملی یا مجمع روحانیون؟
حتی با حضور در فهرستهای این دو حزب هم که البته اصلاحاتی انجام دادهاند مخالفتی ندارم. البته من هنوز تصمیم برای حضور در انتخابات آینده نگرفتهام.
اتفاقا آقای افروغ هم چنین احساسی در آستانه مجلس هشتم و حتی همین حالا دارند. شما دلیل عدم تمایلتان چیست؟
من منتظرم ببینم که سرنوشت برخی امور چه میشود. مثلا سوال از رئیسجمهور انجام میشود که دریابیم این مجلس یک مجلس واقعی است یا نه؟
یعنی اگر سئوال از رئیسجمهور به سرانجام نرسد، شما دیگر نامزد انتخابات بعد نخواهید شد؟
اگر این کار انجام نشود و مجلس نتواند کارهای بزرگ انجام دهد و کار مجلس فقط امور جزئی مثل تعیین حریم جادهها باشد، دیگر چه نیازی به نامزدی امثال من در انتخابات است؟! هر کسی میتواند دکمه را فشار دهد و بگوید که حریم جاده ۱۰ متر باشد یا ۱۵ متر! اتفاقا ممکن است افراد صالحتر از من برای این تصمیمات باشد.
اگر ما نتوانیم جلوی یک انحراف بزرگ در دولت را بگیریم، مجلس استقلال لازم را نداشته باشد و در موارد حساس دست مجلس را ببندند، حضور در مجلس خیلی هم معنی ندارد. اصلا چه ارزشی دارد که اینقدر وقت بگذاریم؟
در مورد نسبت شما و آقای لاریجانی در میان کامنتهای مخاطبان سؤالاتی دیده میشد که پرسیده بودند فامیل بودن شما چقدر در پیگیری امور در مجلس مؤثر است؟ آیا شما برای اقداماتتان از ایشان نظرخواهی میکنید؟ یا ایشان کارهایی را به شما میسپرند که مثلاً در مجلس چه بگویید یا چه بکنید؟
اتفاقاً در خود مجلس بسیاری از نمایندگان معتقدند که نسبت من و آقای لاریجانی چندان عیان نیست و مغفول است و اگر قرار باشد فهرستی از نمایندگان نزدیک به ایشان را ارائه کنند، اسم من در آن نخواهد بود. من کمتر از بسیاری از نمایندگان ایشان را ملاقات میکنم. واقعاً هماهنگی خاصی بین ما نیست و من معمولاً برای کارهایم از ایشان نظرخواهی نمیکنم. حتی در مورد استیضاح آقای کردان، زمانی که من درخواست استیضاح را به هیأترئیسه دادم ایشان مطلع شدند و اوایل هم خیلی موافق این کار نبودند اما بعد که فشار افکار عمومی زیاد شد، ایشان، دیگران و کل مجلس با این استیضاح همراه شدند.
در مواردی هم من به مدیریت ایشان اعتراض کردم. مثلاً زمانی که ایشان مواد ۲۲ و ۲۳ قانون حمایت از خانواده را که درباره ازدواج موقت و تعدد زوجات است مسکوت گذاشته و به کمیسیون ارجاع دادند، من اعتراض کردم که این کار برخلاف آییننامه مجلس و تنها به خاطر ملاحظات اجتماعی است.
به هر حال رابطه سببی من و آقای لاریجانی هیچ تاثیری در رفتار ما در مجلس ندارد.
سؤالاتی هم در مورد نسبت شما و پدر بزرگوارتان مطرح شده است. از جمله اینکه فکر میکنید اگر فرزند شهید مطهری نبودید، به اینجا میرسیدید؟
مگر حالا به کجا رسیدهام؟!
سؤال دیگر این است که شما چقدر عقاید و اعتقاداتتان
را مطابق و منطبق با اصول و عقاید پدرتان میدانید؟
اکثر قریب به اتفاق عقاید و افکارم را مدیون شهید مطهری هستم. نه به خاطر اینکه پدرم هستند بلکه به خاطر اینکه افکار ایشان را میپسندم و چون تدوینکننده آثارشان پس از شهادتشان بوده ام، طبیعی است که این افکار و اندیشهها در ذهن من رسوخ کرده و با روح من عجین شده است. خیلی از نظرات من بازگویی نظرات شهید مطهری است.
ولی گاهی شما را متهم میکنند که نقیض مواضع ایشان موضعگیری میکنید و اصطلاحاً میگویند «پسر کو ندارد نشان از پدر». تا به حال این موضوع را به خود شما گفتهاند.
این نوع اظهارنظرها بیشتر در سایتهاست والا بین مردم که بودهام هرگز چنین حرفی به من نزدهاند. اتفاقاً من در میان اقشار مختلف مردم از شمال تا جنوب تهران رفت و آمد دارم. منزل من نزدیک حسینیه ارشاد است و منزل پدریام در خیابان دولت قلهک است. تا ده سالگی هم در خیابان ری و بچه جنوب شهر بودم. الان هم که برای حضور در مجلس به محدوده بهارستان رفت و آمد دارم و چون دفتر مرکزی انتشارات صدرا در ناصرخسرو است مرتب با مرکز شهر ارتباط دارم، دانشگاه هم که در مرکز شهر است. من گاهی این مسیرها را پیاده میروم و یا از مترو استفاده میکنم. علاوه بر این هر چند هفته یک بار به نماز جمعه میروم و در راهپیماییها شرکت میکنم. در تمام این مواقع با مردم در تماسم و آنها حرفهایشان را به من میزنند. حدود ۹۰ درصد اظهارنظرها و داوریهای مردم در راستای تأیید و تشکر و تقدیر است و توصیه آنها به ادامه راه.
در یکی از کامنتهای کاربران سایت خبرآنلاین به مواضع ضدایرانی شما انتقاد شده و پرسیده شده است که چرا به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» پدرتان بیتوجه هستید. حتی شهید مطهری را یک چهره «پیشرو» و شما را یک فرد «متحجر» میخوانند. نظرتان چیست؟
من فکر میکنم که این افراد پیام کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را دریافت نکردهاند. شهید مطهری به هیچ وجه حرفهایی را که امروزه تحت عنوان مکتب ایرانی و اسلام ایرانی گفته میشود تأیید نکردهاند و درست نقطه مقابل آن را مطرح کردهاند. اساساً فلسفه نوشتن این کتاب، مقابله با سیاست رژیم شاه در جهت ترویج ناسیونالیسم ایرانی و بازگشت به ایران باستان و قرار دادن ایران در مقابل اسلام بوده است.
شهید مطهری در این کتاب آوردهاند که اسلام و ایران برای هر دو مایه افتخار است. برای اسلام از این جهت که یک ملت باهوش و دارای تمدن این مکتب را با آغوش باز پذیرفته است و برای ایران از این جهت که در برابر حقیقت تسلیم شده و بیهیچ تعصبی اسلام را پذیرفته و از هر ملت دیگری بیشتر در راه آن فداکاری کرده است.
ایشان در این کتاب اثبات میکنند که اسلام برای ایران یک امر خودی است و این طور نیست که هرچه از خارج از مرزها به داخل بیاید، غیرخودی باشد. ملاک خودی و غیرخودی بودن یک پدیده، داخلی و خارجی بودن نیست بلکه این است که آن ملت، آن پدیده را به میل خود و با علاقه پذیرفته باشد یا اینکه به زور به او تحمیل شده باشد.
تز مکتب ایران به جای مکتب اسلام که از سوی آقایان احمدینژاد و مشایی مطرح شده است، نقطه مقابل نظرات شهید مطهری است. این آقایان میگویند که اسلام واقعی اسلام ایرانی است و ما برای تبلیغ اسلام باید ایران را تبلیغ کنیم چون اگر از اسلام سخن بگوییم برداشتهای مختلفی از آن در دنیا وجود دارد و ممکن است با برداشت القاعده یا طالبان از اسلام خلط شود و ما را دچار مشکل کند. بنابراین بهتر است ما از ایران و حداکثر از اسلام ایرانی سخن بگوییم.
این، حرف بسیار خطرناکی است. اینکه به اسلام پسوندهای «ایرانی» و «عربی» و «ترکی» و مانند آن اضافه کنیم، سبب تفرقه در جهان اسلام میشود و با تعالیم اسلام جور درنمیآید چون اسلام آمده است که بیرنگی و بینژادی را ترویج کند ولی این پسوندها تعصبات قومی را زنده میکند و نوعی بازگشت به جاهلیت قبل از اسلام است. ما از اسلام سخن میگوییم و منظورمان هم اسلام واقعی است.
این تعابیر نقض غرض است. به عقیده من این یک تز استعماری است که نمیدانم آگاهانه ترویج میشود یا ناآگاهانه. مخالفت من با این افکار به همین دلیل است. احساس میکنم که این افراد میخواهند مسیر انقلاب را تغییر دهند و مسئله سادهای نیست که بگوییم یک فکری به ذهن آنها خطور کرده و خیلی سخت نگیریم، یک مسئله فرعی است. به نظر من از مسائل اصلی است.
تز مکتب ایران و اسلام ایرانی سبب میشود که ایران را از کشورهای اسلامی جدا کند و آن را به یک جزیره دور افتاده تبدیل کند، همان سیاستی که برخی عربهای متعصب مثل رژیم آل سعود و وهابی ها دنبال می کنند و دائما می گویند که ایرانی ها یک اسلام مخصوص دارند و اساسا مجوس و زردشتی هستند. در حالی که هدف انقلاب اسلامی، احیای تمدن بزرگ اسلامی و اتحاد جماهیر اسلامی است.
سؤال دیگر کاربران خبرآنلاین این است که آیا هرکس از تمدن ایرانی حرف بزند را «دینستیز» میدانید؟ چرا میگویید فردوسی اشتباه کرد که زبان فارسی را زنده کرد؟
من هرگز در مورد فردوسی چنین حرفی نزدهام. حتی در پیگیری اجرای قانون منع به کارگیری الفاظ بیگانه، در واقع برضرورت استفاده از الفاظ فارسی تأکید داشتم. البته ممکن است گفته باشم که به بهانه مبارزه با الفاظ بیگانه نباید با کلمات عربی مقابله کنیم و به کلمات عربی هم به چشم کلمات لاتین بنگریم چون زبان عربی زبان دین ما و زبان قرآن است و نباید کاری کنیم که کلمات عربی از زبان
فارسی خارج شود. اشکالی ندارد که کلمات معادلی را برای لغات عربی طراحی کنیم اما اینکه اصلاً از کلمات عربی استفاده نکنیم یک اشتباه بزرگ است.
متأسفانه فرهنگستان زبان فارسی مشغول این کار است. مثلاً به جای واژه «خروج» واژه «برونرفت» را در نظر گرفتهاند. نفس این کار اشکال ندارد که هر دو کلمه استفاده شود، اما این که در کتابهای درسی هر جا “خروج” هست تبدیل به “برون رفت” کنیم اشتباه است. “خروج” یک کلمه قرآنی است و نباید مردم را از ادبیات قرآنی دور کنیم. به این ترتیب اگر پیش برویم ممکن است ۲۰ سال بعد، دیگر آثار شهیدمطهری و امام خمینی(ره) برای مردم مفهوم نباشد.
این انتقادتان را به آقای حدادعادل هم گفتهاید؟
بله گفتهام. ایشان توجیهاتی دارند که برای من قابل قبول نیست. اینکه با این سرعت کلمات عربی را تبدیل به فارسی دری کنیم و برای حذف کلمات عربی تلاش کنیم اقدامی است که در رژیم شاه هم رخ نداد و اصلا جرأت نمیکردند این کار را بکنند. آنها دو، سه بار این خیز را برداشتند اما افرادی مثل شهیدمطهری در مقابل آنها ایستادند.
من مخالفتی با معادلسازی واژهها ندارم اما اینکه تمامی آنها در کتب درسی جایگزین شود کار غلطی است چون ما را از زبان قرآن دور میکند. زبان عربی زبانی غنی است و برخی از کلمات آن در زبان فارسی کلماتِ فارسی شده است همچنان که برخی کلمات فارسی در عربی کلمات معرّب است. اگر از زبان عربی دور شویم دیگر نه از حافظ درک درستی خواهیم داشت نه از مولوی و سعدی و نظامی و… به این ترتیب از معارف اسلامی دور میشویم و ضربه خواهیم خورد.
این را هم بگویم که اسلام زبان خاصی ندارد اما چون زبان عربی غنیتر و مناسب تر برای انتقال معارف الهی بوده قرآن به زبان عربی نازل شده است.
فردوسی هم کار خوبی کرده که زبان فارسی را زنده کرده است چون هر زبانی حامل فرهنگ و معارف خاص خودش است. او ضمن دفاع از اسلام مانع از فراموش شدن زبان فارسی شده است. این خود نشان می دهد که اسلام بر زبان خاص یا رنگ خاص یا نژاد خاصی تاکید ندارد. اتفاقاً بسیاری از معارف اسلامی به زبان فارسی بیان شده است و کسانی که زبان فارسی را نمیدانند از درک آن محرومند. حتی خوب است که عربها هم زبان فارسی را بیاموزند و از معارفی که در امثال دیوان حافظ، سعدی، مولوی، جامی و دیگر کتب عرفانی ما آمده است، استفاده کنند چون معمولا با ترجمه، معانی به درستی منتقل نمی شود. من زبان فارسی را زبان دوم جهان اسلام میدانم و بسیار متأسف میشوم که دو نفر مسلمان در مکه با یکدیگر انگلیسی صحبت میکنند. به نظر من دو نفر مسلمان غیر همزبان در درجه اول باید با زبان عربی وگرنه با زبان فارسی و یا دیگر زبانهای دنیای اسلام با هم صحبت کنند. البته دانستن زبان انگلیسی به عنوان یک ابزار و وسیله، خوب بلکه لازم است اما اینکه مسلمانان زبان انگلیسی را بهتر از عربی میدانند یک نقطه ضعف است و نشانه نفوذ استعمار در جهان اسلام است.
مخالفتهای شما با «ملیگرایی» آنقدر از نگاه کاربران خبرآنلاین زیاد است که پرسیدهاند بالاخره آقای مطهری خودشان را کجایی میدانند؟ حتی پرسیدهاند که شما خودتان را یک ایرانی مسلمان میدانید یا یک مسلمان ایرانی؟
من خودم را یک مسلمان ایرانی میدانم. به قول سیدجمالالدین اسدآبادی وطن ما آنجاست که اسلام باشد. ما مرزهای موجود را مرزهای قراردادی میدانیم که خیلی از آنها را استعمارگران ترسیم کرده اند، به ویژه مرزهای خاورمیانه که به دست انگلیسیها و فرانسویها پس از شکست دولت عثمانی و بیشتر به صورت خطوط مستقیم کشیده شده و برای ایجاد تفرقه بین دنیای اسلام بوده است. اینکه ما روی ایرانی یا عرب و یا ترک بودنمان تأکید داشته باشیم و به آن تفاخر کنیم نوعی انحراف از تعالیم اسلام است. البته هرکسی وطنش را دوست دارد ولی وطندوستی یک امر مشترک بین انسان و حیوان است و یک امر متعالی نیست. کما اینکه یک حیوان هم وقتی به حریمش وارد میشوند از آن دفاع میکند. دفاع از وطن مثل دفاع از مال و ناموس امری مقدس است اما چون امری مشترک میان انسان و حیوان است، مثل دفاع از عقیده و ایدئولوژی و ارزشهای انسانی که مختص انسان است دارای تعالی نیست. به همین جهت ملیت پرستی و تعصب نژادی به طور کلی امری مذموم و نکوهیده است. امروز هم بخش بزرگی از مشکلات جهان اسلام ناشی از تعصبات قومی است و البته عربها در این زمینه گوی سبقت را از ایرانی ها و ترکها و غیره ربودهاند.
از این که میبینیم به ما ایمیل میدید و هشدار میدید که ” ای بابا ایران ویج هر کسی چیزی نگه شما چرا ساکتید ؟!!! “ این یعنی اقای ایران ویج حواست خیلی جمع باشه که واقعا اعضاء ایران ویج خاص هستند و این یعنی جایگاه واقعی یک گروه در مورد مسائل فرهنگی و ملی کشورش.
قرار بود در مورد دریاچه ارومیه بنویسم اما نشد ، هم سرم شلوغ بود این چند مدت هم دوست داشتم اطلاعات دقیق و کاملی به دست بیارم اما وقتی خبر ” مجلس طرح دو فوریتی نجات دریاچه ارومیه را رد می کنه! “ رو شنیدم هم برام ناراحت کننده بود و هم تاسف انگیز که واقعا با دست و دست کردن مسئولین فردا چه جوابی به فرزندان خودمون میخوایم بدیم پس وظیفه دونستم اطلاعاتی جمع کنم در مورد دریاچه ارومیه و اون رو برای شما عزیزان بفرستم در همین حال و هوا بودم که .. این پیغام توسط یکی از آذری زبان ها به دست من رسید که واقعا ناراحت کننده بود
به زبان سرخم خندیدی، فریاد هایت را به نظاره نشستم. در مرگ دریاچه ام سکوت مکن تا به وداع خلیجت نخندم.
درست بودن یا نبودن جمله بالا به کنار اما بعضی از این افراد که خود را آذری زبان میدانند که باید به آذری بودن انها شک کرد چون غیرت یک اذری فرقی برایش ندارد هیچ جای ایران زمین حرف هایی میزنند که باید به ایرانی بودن انها شک کرد .
مگه میشه خلیج فارس برای یک آذری مهم نباشه ؟ و یا بلعکس مگه میشه دریاچه ارومیه برای پایتخت نشین ها یا هموطنان های دیگر شهرستان ها اهمیت نداشته باشه ؟
اصلا شما به من بگید مگه ترک و فارس داریم ؟ کی گفته من و تو از هم جدایی که لعنت خدا بر اون باد ، هر چند مخالف زنده باد و مردا باد سر دادن هستیم اما لعنت دادار بر کسی که حرف از جدایی میزنه و دوست داره تیشه به ریشه اتحاد بزنه صد بار گفتیم و هزار بار هم میگیم همه قومیت ها زیر یک پرچم هستیم و باید با هم باشیم از کرد ها بگیر تا عرب های اهواز و آذری زبان ها.
ما دیگه به حد کافی از این تفرقه ها تیشه به ریشه خوردیم که دیگه بس هست به حد کافی به انگلیس و روسیه در گذشته سواری دادیم پس تروخدا مثل یه مرد با هم مشکلات کشور عزیزمون رو حل کنیم .
جوان امروز ایران هوشیار تر از اونی هست که این افراد فکر میکنند .
من به عنوان یک جوان ایرانی دلم برای دریاچه ارومیه می سوزه چون اون رو جزوی از تاریخم ، فرهنگ و شرافتم میدونم و شده باشه با سطل آب هم شده باشه نمیزارم خشک بشه رسما آماده هستم برای هر قسمتی از اب و خاک ایران عزیزم از جونم مایه بزارم و باکی نیست و برای خودم هیچ کسر شان نمیدونم و میدونم تمام ایران ویجی های عزیز هم این ایمیل رو دریافت میکنند همین طور هستند
اگه حرفی زدم منو ببخشید اما واقعا دلم پر بود مثل همیشه کوچیک شما عزیزان هستم

در عجبم از مردمی که برای جلوگیری از تغییر اسم خلیج فارس به خلیج عرب از هیچ کوششی دریغ نمی کنند (آفرین بر غیرتتون) در حالی از خشک شدن با ارزش ترین دریاچه داخلی کشورشون بی خبرند.
حالا که خلیج فارس در گوگل به همت ما ایران دوستان ( ترک و کرد و فارس و گیلک و اصفهانی و … ) تغیر اسم داد بهتر بدونید که دریاچه ارومیه با وجود داشتن ویژگی های زیر در حال خشک شدن
دریاچه ارومیه “دومین دریاچه شور جهان”، “بزرگترین زیستگاه طبیعی آرتمیا”، “بیستمین دریاچه بزرگ جهان”، “شورترین دریاچه جهان که حیات در آن جریان دارد” و“بزرگترین دریاچه داخلی ایران”
دریاچه ارومیه دریاچه ای است که در طول تاریخ حتی یک نفر را هم راغرق نکرده، چرا که اگر شنا هم بلد نباشید به سادگی می توانید روی آب شناور بمانید.
دریاچه ارومیه بزرگترین زیستگاه طبیعی آرتمیا در جهان است (موجودی زنده که غذایماهی خاویار است) را دارد و قیمت آن تقریبا با ماهی خاویار برابری می کنه. با این وجودحتی در صورتی که بعدها هم دریاچه احیا شود دیگر اثری از این موجود نخواهد بود.
این دریاچه شورترین دریاچه جهان که حیات در آن جریان دارد.
تحقیقات نشان داده است که خواص طبی و درمانی لجن و نمک دریاچه ارومیه بسیار شبیه با خواص نمک و لجن دریاچه بحرالمیت اردن است که کشورهای خارجی بویژه فرانسه، انگلیس و آلمان استفاده فراوانی از آن می کنند. لجن دریاچه ارومیه قابلیت چشمگیری در کاهش و تسکین درد داره و می توان از آن برای تهیه محصولات بهداشتی و آرایشی و همچنین احداث کلینیک های درمانی استفاده کرد.
لجن دریاچه ارومیه قابلیت درمان و نیز جلوگیری از پیشروی بیمارهای پوستی را دارد
نمک دریاچه ارومیه مقادیر زیادی از مواد معدنی از جمله کلر، سدیم، پتاسیم، کلسیم، برم، سولفات ها و دیگر مواد معدنی به همراه کتون دارد. بنابراین نمک این دریاچه برایبیماریهای قارچی و پوستی، دردهای عضلانی و مفصلی، رفع خستگی و استرس و همچنین بهبود پینه و ترک پا و دست تاثیر داره.
بد نیست بدونید که با وجود فواید بسیار و نقش عمده این دریاچه در اکوسیستم به دلیل اتخاذ سیاست های غلط سطح آب این دریاچه کاهش ۷ متر کاهش یافته است و برآوردمی شود تا سه سال آینده کاملا خشک شود. چراکه دیگر خبری از آب ۲۱ رودخانه و ۳۹ مسیل به دریاچه ارومیه وارد می شد نیست.
اما کاش با خشک شدن این دریاچه با ارزش که می توانست به منبعی برای جذب توریست و کمک به اقتصاد کشور تبدیل بشه فقط از موهبتی مجانی که در اختیارمان قرار داده شده بود بی بهره می شدیم اما خشک شدن آن علاوه بر از دست دادن مواهبش پیامدهای زیر را به دنبال خواهد داشت .
زیستگاه بی نظیر اطراف دریاچه از حیات خالی خواهد شد.
گرد و غبار نمک دریاچه که بسیار خطرناک تر از گردو غبار خاک است ایران و کشورهای همسایه اش را تهدید خواهد کرد چراکه با وزش کمترین بادی ذرات نمک بلند خواهند شد. هرچند شاید گرفتن گرد نمک تفاوتی با گرفتن گرد خاک نداشته باشه ولی تصور کنیدبجای خاک نمک تو چشمتون بره.
نمک دریاچه خشک شده افزون بر به خطر انداختن سلامت جسمی و تنفسی،موجب از بین بردن زمینهای کشاورزی هم خواهد شد. این نمک زمین های کشاورزی دست کم سه استان را از بین خواهد برد در حالی که این سه استان از شاهرگ های کشاورزی کشور محسوب می شوند تبدیل به گونه ای از بیابان خواهند شد.
درحالی که می توان با
۱٫ پمپاژ بخشی از آب سدهای اطراف که در مسیر رودهای جاری دریاچه زده شده است
۲٫ تزریق آب از دریای کاسپین و رود ارس
۳٫ بارور نمودن ابرها و ایجاد ابرهای باران زا و باران های مصنوعی
جلوی این فاجعه جغرافیایی گرفت.
ما که چندین بار برای تغیر نام خلیج فارس اقدام کردیم ، فکر نمی کنید باید آستین بالا بزنیم تا از خشک شدن با ارزش ترین دریاچه کشورتون جلوگیری کنیم.
این ایمیل رو به دوستانتون و هر کس که فکر می کنید دغدغه وطن داره ارسال کنید.
به امید آن که بتونیم در کتاب های جغرافیایی فرزندانمون همچنان اسم دریاچه ارومیه رو به عنوان بزرگترین دریاچه داخلی کشور ببینیم.

مطمئنا ارتباط وین رونی با یک دختر ۲۱ ساله را خوانده و شنیدهاید. رونی با دختری به نام جنیفر به مدت ۴ ماه در ارتباط بوده و همین امر موجب شد که همسرش تلاش خود را برای جدایی از وین رونی آغاز کند.
اما تصویری را که در این مطلب به آن اشاره میکنیم مربوط به جنیفر است، دختری که آبروی بسیاری از بازیکنان فوتبال را خواهد برد!

نکته اول درمورد جنیفر، خانواده بسیار ثروتمند اوست بطوریکه پدرش عضو یک شرکت نفتی است و مادرش هم فرد ثروتمندی است. حالا با داشتن چنین خانوادهای چرا او خواهان ارتباط با افراد مشهور و دریافت پول از آنهاست؟! سوالی که بسیاری از سایتها و روزنامههای خارجی آن را مطرح کردهاند.
دوستان جنیفر صحبتهای زیادی درباره او مطرح کردهاند. یکی از دوستانش میگوید: برای او هیچ محدودیتی وجود ندارد، اگر او را اذیت کنید، مطمئن باشید که زندگی شما را از بین خواهد برد.

یکی دیگر از دوستانش میگوید: او یک دختر وحشی و همیشه مست بود. در مهمانیها بگونه الکل مصرف میکرد که همیشه مجبور بودیم جنیفر را به بیمارستان برسانیم! دوست دیگرش نیز گفته: هیچ کدام از اعضای خانوادهاش از کارهای او با خبر نبوده و نمیدانستند که او در ازای دریافت پول با فوتبالیستها ارتباط برقرار میکند.نکته عجیب درمورد جنیفر این است که تا قبل از ۱۴سالگی دختر خوبی بوده و در یک مدرسه کاتولیک درس میخوانده است. گفته میشود این مشکلات از زمانی شروع شد که پدرش به دلیل شغل دائما در سفر بود و فرزندانش درخانه تنها بودند و زمانی که والدینشان نبودن در آنجا مهمانی برگزار میکردند!

جنیفر در ۱۶سالگی با مواد مخدر آشنا میشود و زمانی که فقط ۱۷سال سن داشت با ال حاجی دیوف بازیکن مشهور فوتبال رابطه برقرار میکند و ۲۰۰پوند از او دریافت میکند. علاوه بر وین رونی، فردیناند، ال حاجی دیوف، فوتبالیستهای دیگری نیز با او ارتباط داشتهاند که گفته میشود حدود ۱۳نفر هستند!حالا این تمام این افراد نگران هستند که این دختر ۲۱ساله افشاگری کند و نام تمام آنها را اعلام بکند!! پس از این اتفاقات و رسواییها، پدر و مادر جنیفر اعلام کردند که دیگر او را به فرزندی قبول ندارند و به هیچ وجه حاضر به پذیرش او نخواهند بود!!

در ادامه می توانید اولین تریلر فیلم «هابیت: یک سفر غیرمنتظره» به کارگردانی “پیتر جکسون” را با کیفیت بالا(AVI) دانلود نمایید.
«هابیت: یک سفر غیرمنتظره» که به صورت سه بعدی ساخته شده، اولین قسمت از مجموعه دو قسمتی «هابیت» است. فیلم «هابیت» پیش درآمدیست بر سه گانه مشهور، عظیم و محبوب «ارباب حلقهها».
فیلمنامه «هابیت» را “فیلیپ بوینز”، “گیلرمو دل تورو”، “فران والش” و “پیتر جکسون” بر اساس رمان «هابیت» نوشته “جی آر. آر. تالکین” نوشته اند.
داستان فیلم «هابیت» قبل از قصه کتاب سه جلدی «ارباب حلقهها» اتفاق می افتد و پیش درآمدی بر آن مجموعه است. داستان حدود ۶۰ سال بین «هابیت» و «یاران حلقه»، اولین قسمت سه گانه «ارباب حلقهها» را دربر می گیرد. “بیلبو باگینز” شخصیت اصلی داستان که در سرزمین میانه زندگی می کند، برای پیدا کردن گنجینهای که یک اژدها به نام “اسموگ” از آن محافظت می کند در سفری پرماجرا با “گندالف” همراه می شود و در نهایت حلقه را پیدا می کند.
“مارتین فریمن” در فیلم «هابیت» ایفاگر نقش “بیلبو باگینز” کارکتر محوری داستان است. “اورلاندو بلوم”، “اندی سرکیس”، “الیجا وود”، “هوگو ویوینگ”، “یان مک کلن” و “کیت بلانشت” دیگر بازیگران «هابیت» هستند که نقشهای خود در سه گانه «ارباب حلقهها» را تکرار خواهند کرد.
ابتدا قرار بود “گیلرمو دل تورو” «هابیت» را کارگردانی کند. اما با انصراف وی، “پیتر جکسون” سازنده سه گانه «ارباب حلقهها»؛ ساخت فیلم را در دست گرفت. “پیتر جکسون” تهیه کنندگی فیلم را نیز خود بر عهده داشته و ساخت «هابیت» را از اواسط ماه مارس در نیوزیلند آغاز کرد.

«هابیت: یک سفر غیرمنتظره» که محصول مشترک برادران وارنر، نیولاین و متروگلدوین مهیر است، از ۱۴ دسامبر ۲۰۱۲ به روی پرده خواهد رفت. قسمت بعدی که «هابیت: آنجا و بازگشت دوباره» نام دارد نیز، یک سال بعد در تاریخ ۱۳ دسامبر ۲۰۱۳ به نمایش درخواهد آمد
دانلود تریلر فیلم «هابیت: یک سفر غیرمنتظره» با کیفیت بالا(AVI) و حجم ۲۵ مگابایت

بانک مرکزی با صدور اطلاعیهای به موسسات مالی غیر مجاز هشدار داد تا ظرف ۵ روز آینده آگهیهای خود را جمعآوری کنند در غیر اینصورت مجوز آنها تعلیق و مدیران عامل آنها اخلالگر شناخته خواهند شد.
به نقل از روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، این بانک طی نامهای به کلیه موسسات مالی و اعتباری (در شرف تاسیس) کشور اعلام کرد: به موجب بررسیهای به عمل آمده و اطلاع واصله از سطح استانهای کشور، شعب موسسات مالی و اعتباری (در شرف تاسیس) علیرغم تذکرات مکرر، مفاد بسته سیاستی – نظارتی این بانک را در خصوص نرخهای انواع سپردههای سرمایهگذاری و تسهیلات اعطایی رعایت نمینمایند.
مضاف بر این، مدیران آن موسسات بدون توجه به لزوم پایبندی به تعهدات خود و علیرغم صراحت مفاد مصوبه ستاد ساماندهی موسسات پولی غیر بانکی ، مبنی بر ممنوعیت تبلیغات و افتتاح شعبه قبل از اخذ مجوز فعالیت از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ، اقدام به تبلیغ و افتتاح شعبه نموده اند.
بر همین اساس ، به مدیرعامل و هیات مدیره موسسات مذکور اخطار میگردد چنانچه ظرف مدت ۵ روز از تاریخ صدور این اطلاعیه نسبت به توقف و جمعآوری تبلیغات انجامشده، جلوگیری از گسترش افتتاح شعبه و رعایت بسته سیاستی– نظارتی بانک مرکزی اقدام ننمایند، این بانک ضمن به تعلیق درآوردن فرآیند صدور مجوز موسسه ، از اعضای هیات مدیره و مدیرعامل سلب صلاحیت نموده و نامبردگانرا به جرم اخلال در نظام پولی کشور به ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی معرفی خواهد نمود.
همچنین نام موسسه نیز به همراه تخلفات از طریق روزنامه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم مردم خواهد رسید.
سال ۲۰۱۱ را شاید بتوان به نوعی سال تغییرات اساسی در شبکه های اجتماعی دانست . شاید مهمترین اتفاق سال ۲۰۱۱ برای شبکه های اجتماعی ، اضافه شدن یک نام دیگر بود . گوگل پلاس محصول قدرتمندترین شرکت اینترنتی دنیا یعنی گوگل به جمع فیسبوک ، توییتر و شبکه های اجتماعی کوچک و بزرگ دیگر پیوست .
به گزارش ایران ویج ، هر کدام از این شبکه ها تغییرات زیادی در این سال داشتند . اما مهمترین تغییر در این بین را شاید بتوان به فیسبوک نسبت داد . ظاهری جدید و با امکانات جدید به نام Timeline که با اضافه شدنش به فیسبوک دیگر شما محدودیتی در مرور استتوس آپدیت های قبلی خود نخواهید داشت . البته این تنها بخشی از توانایی های تایم لاین است .
اما هر تغییری موافقان و مخالفان خود را دارد . برخی کاربران به هیچ وجه از این تغییرات فیسبوک استقبال نکردند و به هر شکل در صدد بازگشت به ظاهر قبلی فیسبوک هستند . اگر شما هم از دسته مخالفان Timeline هستید ، به شما پیشنهاد میکنیم تا این مطلب را از دست ندهید . در این مطلب به شما خواهیم گفت که چگونه Timeline را در ۳ مرورگر کروم ، فایرفاکس و سافاری ، غیر فعال کنید .
۱- فایرفاکس :
ابتدا از منوی نارنجی رنگ Firefox ، آیتم Add-ons را انتخاب کنید .
اکنون مدیر افزونه های فایرفاکس باز میشود . در قسمت جستجو ، عبارت user agent switcher را تایپ کرده و کلید اینتر را بزنید . پس از اینکه فایرفاکس افزونه را پیدا کرد ، دکمه Install را از سمت راست ردیف آن کلیک کنید .
هنگامی که افزونه به صورت کامل نصب شد ، یک بار فایرفاکس را باز کرده و ببندید . اکنون روی نوار ناوبری فایرفاکس راست کلیک کرده و گزینه Customize را انتخاب کنید ( نوار ناوبری یا Navigation Bar به همان نواری گفته میشود که دکمه های Back ، Forward ، آدرس بار و سرچ باکس درون آن قرار دارد ) . پنجره ای جدید باز میشود . از داخل این پنجره آیتم User Agent Switcher را گرفته و روی نوار ناوبری رها کنید تا آیکون آن نمایش داده شود .
اکنون روی آیکون این افزونه کلیک کرده از منوی Internet Explorer گزینه Internet Explorer 7 را انتخاب کنید .
اکنون دوباره فیسبوک بروید . مشاهده میکنید که دیگر خبری از تایم لاین فیسبوک نیست و همه چیز به حالت قبل باز گشته است .
۲- کروم :
روش غیر فعال کردن تایم لاین فیسبوک از طریق کروم بسیار ساده است . ابتدا از طریق استارت منو روی آیکون کروم راست کلیک کرده و گزینه Properties را بزنید . در پنجره باز شده به تب Shortcut بروید و کد زیر را به آخر محتوای تکست باکس Target اضافه کنید . البته یادتان باشد یک بار کلید اسپیس را برای ایجاد فاصله بین محتوای فعلی و کدی که اضافه میکنید ، بزنید .
برای ویندوز ویستا و ۷ کد زیر را وارد کنید :
–user-agent=”Mozilla/4.0 (compatible; MSIE 7.0; Windows NT 6.0)”
برای ویندوز XP نیز از کد زیر استفاده کنید :
–user-agent=”Mozilla/4.0 (compatible; MSIE 7.0; Windows NT 5.1)”
پس از وارد کردن کد ، دکمه OK را بزنید .
حالا دوباره به فیسبوک بروید . دوباره همان حالت قبلی را مشاهده خواهید کرد و اثری از تایم لاین نخواهید دید .
۳- سافاری :
روش غیر فعال کردن تایم لاین در سافاری از کروم هم ساده تر است . تنها کافیست سافاری را باز کرده و کلید Alt را یک بار بفشارید تا منوها به نمایش در بیایند . از منوی Develop ، زیرمنوی User Agent را انتخاب کرده و سپس گزینه Internet Explorer 7 را انتخاب کنید .
تمام شد ! دوباره به فیسبوک بروید و با همان ظاهر قبلی شروع به کار کنید .
منبع : ارسالی کاربران سایت ( محمود صادقی )

ایلما خواهر بزرگتر کریستیانو رونالدو ستاره سرشناس تیم فوتبال رئال مادرید اسپانیا با ظهور نیمه برهنه بر روی جلد یک مجله پرتغالی برادرش را به شدت خجالت زده کرد.

العربیه به نقل از روزنامه پرتغالی ” فوتبول پرمیرا” گزارش داد، خواهر رونالدو با این اقدام خود میخواست ثابت کند که این تنها برادرش نیست که زیبا و دارای جسمی ورزیده است.
طبق این گزارش، ایلما گفته است که رونالدو را در جریان چاپ و انتشار عکس های نیمه برهنهاش بر روی جلد مجله نگذاشته است.
وی درباره دلیل خبر ندادن به برادر خود گفته است که پیشتر میدانست رونالدو با این کار وی موافقت نخواهد کرد .
روزنامه ” فوتبول پرمیرا” در ادامه آورده است که ایلما با چاپ عکس های نیمه برهنهاش بر روی غلاف مجلات میخواهد مانند رونالدو توجه دیگران را به خود جلب کند.
ایلما گفته است که این مساله هیچ مشکلی میان وی و رونالدو ایجاد نمیکند و تاکید کرد که ستاره رئال مادرید همیشه با وی به خوبی رفتار کرده است.
خواهر رونالدو ( ۳۷ ساله) دارای همسر و یک فرزند است.

خبرآنلاین: مدیرکل اتباع ومهاجرین استانداری تهران با هشدار به خانواد های ایرانی در خصوص ازدواج با اتباع بیگانه، گفت: زنان از هر گونه ازدواج غیرقانونی با اتباع بیگانه خودداری کنند؛ چرا که نه شناسنامهای برای فرزندان آنها صادر میشود و نه میتوان از مبادی قانونی از حقوق آنها دفاع کرد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل امور اتباع ومهاجرین خارجی استانداری تهران عیسی موسوینسب، با اشاره به پیامدهای ازدواج با اتباع غیرمجاز گفت: یکی از معضلات فعلی در این حوزه فرزندان بلاتکلیف رها شده است که نتیجه ازدواجهای غیرقانونی است و موارد زیادی وجود دارد که مشخص نیست پدر این کودکان در کجا هستند و بدون هیچ سندی بلاتکلیف رها شدهاند.
به گفته او سودجویی و دریافت اقامت و ازدواجهای غیرقانونی عواملی هستند که باعث شده فرزندان اینگونه ازدواجها وجود داشته باشند: این نوع ازدواجها علیرغم شرعی بودن غیرقانونی است و افراد پس از مدتی زن و فرزندان خود را رها میکنند و زنان هیچگونه مدرک و اطلاعاتی از همسر خود ندارند که بتوانند آن را از طریق مبادی قانونی پیگیری کنند.
مدیرکل اتباع استانداری تهران گفت: بر اساس قانون هیچ تبعه بیگانهای بدون دریافت مجوز رسمی از مجموعه وزارت کشور نمیتواند با فرد ایرانی ازدواج کند و لازم است قبل از ازدواج مجوزهای لازم را اخذ و در چارچوب قانون ازدواج کنند تا بتوانیم با تکیه بر پشتوانههای قانونی به ویژه از زنان ایرانی حمایت کنیم. بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۵ کسانی که قبل از این سال ازدواج کردهاند باید با مدارک و مستندات خود را به اداره اتباع ارائه کرده و ازدواج خود را به صورت قانونی ثبت رسمی کنند و افرادی که بعد از سال ۸۵ بدون مجوز رسمی ازدواج شرعی با اتباع بیگانه انجام داده باشند ازدواج آنها کاملا غیرقانونی است و خود و فرزندانشان دچار مشکل میشوند.
موسوینسب با بیان اینکه برای فرزندان ازدواجهای غیرقانونی شناسنامهای صادر نمیشود و کودکان آنها بدون هویت باقی میمانند تاکید کرد: در حاضر با این معضل مواجه هستیم و هیچ اقدام قانونی نمیتوان برای این کودکان که نتیجه ازدواجهای غیرقانونی است انجام داد.
او گفت: خانوادهها و زنان ایرانی باید توجه داشته باشند که قبل از انجام ازدواج با مجموعه اتباع بیگانه با استانداری مشورت کرده و از مبادی قانونی ازدواج خود را ثبت کنند تا بتوانیم حمایتهای قانونی را در صورت بروز مشکل داشته باشیم و همچنین بتوانیم با مجوزهای قانونی از حقوق زنان کشورمان دفاع کنیم، لذا زنان و دختران تحت هیچ شرایطی بدون مجوز قانونی صرفا تن به ازدواج شرعی ندهند.
به گفته مدیرکل اتباع استانداری تهران هیچ یک از ازدواجهای شرعی با اتباع بیگانه که پس از سال ۸۵ انجام گرفته ثبت قانونی نمیشود و افراد با مشکل مواجه میشدند و لذا تاکید میشود که زنان از هرگونه ازدواج شرعی غیرقانونی با اتباع بیگانه خودداری کنند چرا که طبق قانون با این افراد برخورد میشود.
لو درباره کودکانی که پدرخارجی و مادر ایرانی دارند نیز بیان کرد: فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی طبق مجوزهای وزارت کشور پس از رسیدن به سن قانونی ۱۸ سال درخواست تابعیت ایرانی میدهند و برای آنها شناسنامه صادر میشود.

قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه در امور بینالملل از ممنوعیت به کارگیری نیروی کار غیرمجاز خارجی در بنگاههای داخلی خبر داد و گفت: به ازای استفاده از هر کارگر خارجی در روز، کارفرما ۵۰ هزار تومان جریمه خواهد شد.
توکل حبیب زاده در گفتگو با مهر در خصوص سرشماری انجام شده از اتباع بیگانه حاضر در ایران با توجه به آمارهای مختلفی که از کمتر از ۱ میلیون نفر تا چند میلیون نفر گفته می شود، اظهار داشت: در این بخش ما با دو گروه نیروی کار خارجی مواجه هستیم.
قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تاکید بر اینکه آمار نیروهای مجاز و غیرمجاز با یکدیگر متفاوت و در اختیار وزارت کشور است، گفت: وزارت کشور به عنوان مجری اصلی طرح، موضوع سرشماری نیروی کار غیرجاز خارجی را دنبال می کند که البته این موضوع شامل نیروی مجاز و دارای مجوزهای لازم نیز می شود.
حبیب زاده در ادامه به وجود مرزهای گسترده در کشور، مماشات با نیروهای خارجی حاضر در بازار کار ایران در دهه های گذشته، عدم نظارت کافی بر بنگاه هایی که اینگونه نیروها را به کار می گیرند و احتمال سودجویی برخی از کارفرمایان برای استفاده از اینگونه نیروها هم به عنوان دلایل قابل توجه در ادامه حضور نیروهای بیگانه در کشور اشاره کرد.
این مقام مسئول در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: نکته ای که من می خواهم به آن اشاره کنم، این است که طبیعتا کار کنترل و قانونمند کردن حضور نیروی کار خارجی در ایران به تنهایی شاید از عهده دولت برنیاید.
وی با تاکید بر لزوم حمایت بخش خصوصی از طرح هایی که منجر به ساماندهی نیروی کار خارجی در کشور می شود، گفت: قانونمند شدن بازار کار در اولین گام به نفع بازار کار داخلی خواهد بود.
قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: متاسفانه تاکنون بخش خصوصی آن حمایتهای لازم را از دولت در ساماندهی حضور نیروهای کار بیگانه در کشور به عمل نیاورده است.
به گفته حبیب زاده، هم اکنون بسیاری از نیروهای کار بیگانه با حقوق کمتر از حداقل دستمزد و بدون برخورداری از بیمه های اجتماعی و در شرایط طاقت فرسایی حتی حاضرند کار کنند و ظاهرا این نوع کار برای کارفرمایان به صرفه است و به سوی آنها سوق می یابند.
این مقام مسئول در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه انجام این کار (بکارگیری نیروی کار خارجی به ویژه بخش غیرمجاز به جای نیروی ایرانی آماده به کار)، غیرقانونی است، گفت: این نوع اقدامات مشمول جریمه برای کارفرمایان خواهد بود.
وی تاکید کرد: با بازرسی هایی که از بنگاهها و واحدهای تولیدی صورت می گیرد، در صورت مشاهده استفاده از نیروی کار غیرمجاز خارجی، کارفرما جریمه خواهد شد.
قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، جریمه استفاده از هر نیروی کار غیرمجاز خارجی در بنگاه های داخلی کشور را مشمول جریمه ۵۰ هزار تومانی در هر روز اعلام کرد و گفت: در صورت تکرار و اصرار به استفاده از نیروی کار غیرمجاز خارجی، جریمه ها جدی تر و سنگین تر خواهد شد.


رییس پلیس فتای استان گیلان از شناسایی و دستگیری مدیران دو سایت اینترنتی که در پوشش فضای مجازی در رشت اقدام به انجام فعالیتهای غیراخلاقی کرده بودند، خبرداد.
به نقل از ایسنا، سرهنگ ایرج محمدخانی، درتشریح جزئیات این خبر گفت: در راستای اهداف پلیس فتا در برقراری امنیت و آرامش هموطنان در فضای مجازی، تیم رصد این پلیس در گشتزنیهای شبانهروزی در فضای مجازی متوجه شدند دو سایت اینترنتی غیراخلاقی در پوشش فضای اینترنتی قصد به بیراهه کشاندن جوانان را دارند که با شناسایی این سایتها، تلاش برای شناسایی گردانندگان و مدیران اصلی آنها بهصورت ویژه در دستورکار ماموران قرار گرفت.
محمدخانی با بیان اینکه ماموران آدرس عاملان اصلی این سایتها را در رشت شناسایی کردند گفت: ماموران با اخذ مجوزهای لازم قضایی، در یک عملیات غافلگیرانه، گردانندگان اصلی سایتهای اینترنتی غیراخلاقی را در یکی از محلات رشت دستگیر کردند.
وی با بیان اینکه در منزل متهمان یکدستگاه رایانه حاوی یک ترابایت اطلاعات، ۱۴۰ حلقه سیدی، دو دستگاه تلفن همراه پیشرفته، یک دستگاه هارد اکسترنال ۳۶۰ گیگابایتی و ۱۰۰۰ قطعه کارت ویزیت معرفی و تبلیغ این سایتهای کشف و ضبط شده است، درباره هویت افراد دستگیرشده گفت: متهمان دو جوان ۲۵ ساله و۲۷ ساله با مدرک تحصیلی دیپلم هستند.
به گفته رییس پلیس فتای گیلان دو متهم با توجه به شواهد و قرائن موجود به بزه انتسابی اعتراف کرده و با تشکیل پرونده برای سیر مراحل قضایی به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان رشت دلالت داده شدهاند.
محمدخانی به آن دسته از مدیران وبلاگها و وبسایتهای اینترنتی که در پوشش فضای مجازی اخلاق و عفت عمومی جامعه را هدف گرفتهاند هشدار داد که برخورد پلیس با این گونه هنجارشکنان برخورد جدی، قاطع و قانونی خواهد بود.
رییس پلیس فتای گیلان از جوانان و کاربران اینترنت خواست ضمن حفظ هوشیاری کامل در فضای مجازی از عضویت در اینگونه سایتها پرهیز کنند و در صورت مشاهده یا اطلاع از چنین وبسایتهایی مراتب را سریعا به پلیس اطلاع دهند.
عادل فردوسی پور در برنامه این هفته نود در حالی که با رویانیان گفت و گو می کرد، اظهار داشت: آقای رویانیان، حالا که داریم با هم حرف می زنیم سئوالات دوستان پشت صحنه ما را هم جواب دهید و بگویید سرنوشت بنزین چه می شود؟!
به گزارش خبرنگار ورزشی “انتخاب”؛ رویانیان در پاسخ به این سئوال در حالی که می خندید پاسخ داد: ای بابا این چه سئوالی است می پرسید، اما باید بگویم سهمیه بنزین اردیبهشت را که به حساب مردم ریختیم!
اما فردوسی پور در مورد نرخ آتی بنزین پرسید که رویانیان با تکذیب قیمت ۱۵۰۰ تومانی بنزین گفت: قیمت بنزین قطعاً بالا می رود اما هنوز مشخص نیست که چقدر قیمت بالا می رود.
رویانیان در بخش دیگری از سخنانش خطاب به فردوسی پور که او را “سردار” خطاب کرد، گفت: شما سر ما را می خواهی ببری! البته خودت نمی توانی و باید کس دیگری را برای این کار تعیین کنی!
نوشته توسط محمد
به گزارش خانه ملت، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با آوردن ۱۰ دلیل، انتشار ایران چک را خلاف قانون دانسته است. این ۱۰ دلیل به شرح ذیل است.
۱-ایران چک مشمول تعریف قانونی چک و الحاقات بعدی آن نیست.
بر اساس قانون انواع چک عبارت است از
۱٫ چک عادی، چکی است که اشخاص عهده بانکها به حساب جاری خود صادر میکنند و دارنده آن تضمینی جز اعتبار صادرکننده آن ندارد.
۲٫ چک تایید شده، چکی است که اشخاص عهده بانکها به حساب جاری خود صادر و توسط بانک محال علیه پرداخت وجه آن تایید میشود.
۳٫ چک تضمینشده، چکی است که توسط بانک به عهده همان بانک به درخواست مشتری صادر و پرداخت وجه آن توسط بانک تضمین میشود.
۴٫ چک مسافرتی، چکی است که توسط بانک صادر و وجه آن در هریک از شعب آن بانک توسط نمایندگان و کارگزارن آن پرداخت میگردد.بنابراین ایران چک های منتشر شده از سوی بانک مرکزی در هیچ کدام از تعارف ذکر شده در قانون نمی گنجد.
۲-ایران چک مشمول قانون اوراق بهادار نیست.
بر اساس این قانون که در اول آذر ماه ۱۳۸۴ از تصویب گذشته است اوراق بهادار هر نوع ورقه یا مستندی است که متضمن حقوق مالی قابل نقل وانتقال برای مالک عین و یا منفعت آن باشد.اما ایران چک در شمول این قانون هم نمی گنجد.
۳-ایران چک مشمول تعریف پول رایج کشور نیست.
به استناد بند الف ماده دو قانون پولی و بانکی کشور پول رایج کشور به صورت اسکناس و سکههای فلزی قابل انتشار است.ایران چک گرچه همانند اسکناس در گردش است اما به واسطه آنکه اسکناس به حساب نمی آید و عنوان چک را دارد بنابراین با قانون پولی و بانکی که تصریح بر انتشار پول رایج کشور به صورت اسکناس دارد همخوانی ندارد.
۴-ایران چک فاقد قوه ابراء است.
بر اساس بند “ب”ماده دو قانون پولی و بانکی فقط اسکناس و پولهای فلزی که در تاریخ تصویب این قانون در جریان بوده و یا طبق این قانون انتشار مییابد جریان قانونی و قوه ابراء دارد.بنابراین ایران چک به دلیل آن که در شمول قانون پولی و بانکی نیست قوه ابراء یا تسویه دین ندارد.از آن جایی که ایران چک هایی بانک مرکزی در حکم بدهی این بانک مردم به حساب می آید بر اساس قانون چنین اقدامی خلاق قانون است زیرا قانون تصریح دارد تعهد پرداخت بانک مرکزی در مقابل اسکناسها و هر گونه دین و یا بدهی فقط به پول رایج کشور انجامپذیر است.با توجه به انکه ایران چک پول رایج کشورنیست چنین تعهدی خلاف قانون به حساب می آید.
۵-ایران چک مشمول تشریفات مصرح در قانون پولی و بانکی نیست.
بر اساس قانون مبلغ اسمی – شکل – جنس – رنگ – اندازه – نقشه و سایر مشخصات اسکناسها و سکههای فلزی رایج کشور به پیشنهاد رییس کل بانکمرکزی ایران و تصویب وزیر امور اقتصادی و دارائی با رعایت مقررات این قانون تعیین خواهد گردید. اسکناس دارای امضای وزیر امور اقتصادی و دارائی و رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.اما ایران چک تنها به امضای رییس کل بانک مرکزی منقوش است بنابراین این ابزار اسکناس به حساب نمی آید و نمی تواند کارکرد اسکناس داشته باشد.
۶-ایران چک مشمول پشتوانه دارایی های ارزی نمی شود.
بر اساس ماده پنج قانون پولی و بانکی مرکزی جمهوری اسلامی ایران باید برابر صد درصد اسکناسهای منتشر شده همواره داراییهایی به شرح زیر به عنوان پشتوانه در اختیار داشته باشد.
۱- طلا .
۲- ارز.
۳- اسناد و اراق بهادار دولتی و غیر دولتی
طبق قانون مجموع داراییهای طلا و ارز نباید از ۲۵ درصد مجموع بدهیهای بانک مرکزی ایران بابت اسکناس هایمنتشر شده کمتر باشد. بر اساس نظر هیات تطبیق در انتشار ایران چک چنین ملاحظه ای مدنظر قرار نگرفته است.
۷-ایران چک مشمول پشتوانه اسناد و اوراق بهادار دولتی و غیر دولتی نیست.
بر اساس قانون اسناد و اوراق بهادار دولتی و غیر دولتی یکی از گزینه هایی است که در کنار طلا و ارز به عنوان پشتیبان اسکناس های منتشر شده شناخته می شود.
بر اساس ماده هشت و ۹قانون پولی و بانکی اسناد و اوراق بهادار دولتی و غیر دولتی عبارتند از:
الف – اسناد خزانه و اوراق قرضه دولتی یا تضمین شده از طرف وزارت دارایی مشروط بر این که اجازه انتشار یا تضمین آن قانوناً تحصیل شدهباشد.
ب – مطالبات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از وزارتخانهها و مؤسسات دولتی و شهرداریها و مؤسسات وابسته به دولت و یا وابسته به شهرداریها که به طوربازرگانی اداره میشوند مشروط بر این که این مطالبات از طرف وزارت دارایی تضمین شده باشد.
جواهرات سلطنتی موضوع قانون ۲۵ آبان ۱۳۱۶ وثیقه کلیه تعهدات ناشی از اجرای این ماده میباشند نگاهداری و حفاظت جواهراتسلطنتی به عهده بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است و استفاده از آنها فقط طبق مقررات این قانون و زیر نظر هیأت اندوخته اسکناس امکانپذیر است.
اسناد غیر دولتی موضوع ردیف ۳ بند الف ماده ۵ عبارت است از:
الف – اسناد بازرگانی ریالی قابل پرداخت به حوالهکرد دارای سه امضاء معتبر که یکی از آنها امضاء بانک واگذارکننده باشد با سررسید حداکثر یکسال.
ب – سایر مطالبات کوتاه مدت ریالی به وثیقه شمش یا مسکوک طلا یا داراییهای مندرج در ماده ۷ با سررسید حداکثر یک سال.
ایران چکهای منشتر شده از سوی بانک مرکزی به دلیل آن که فاقد چنین پشتوانه است، نمی تواند کارکردی همانند اسکناس داشته باشد و در تعارض با این بخش قانون پولی و بانکی است.
۸-بانک مرکزی بر اساس قانون صرفا عهده دار چاپ اسکناس و ضرب سکه رایج کشور است. ایران چک از آن جهت که پول رایج کشور به حساب نمی آید چاپ آن از سوی بانک مرکزی قانونی نیست. طبق ماده ۳ قانون پولی و بانکی، امتیاز انتشار پول رایج کشور در انحصار دولت بوده و این امتیاز منحصراً به بانک مرکزی واگذار شده اما طبق بند الف ماده ۲ این قانون، پول رایج کشور به صورت اسکناس و سکههای فلزی قابل انتشار بوده و بنابر بند «ب» ماده ۲ این قانون فقط اسکناس و پولهای فلزی که طبق این قانون انتشار مییابد جریان قانونی و قوه ابراء دارد.
۹-بر اساس قانون اجازه تاسیس بانکهای غیر دولتی انتشار ایران چک خارج از حوزه اختیار و سیاست گذاری پولی،اعتباری و ارزی است.در این قانون سیاست گذاری ارزی،پولی، اعتباری،چاپ اسکناس،ضرب سکه،حفظ ذخایر ارزی و… در اختیار دولت است.این قانون اشاره به امکان صدور ایران چک از سوی دولت نداشته است.
۱۰-انتشار ایران چک خارج از شمول قانون بانکداری بدون ربا است زیرا در این قانون نیز چنین مجوزی صادر نشده است. نکته دیگر آنکه بجای دریافت معادل صددرصد مبلغ ریالی ایران چکهای پرداختی به بانکها با اعطای تسهیلات به بانکهای متقاضی و دریافت ۹ درصد سود در مقابل آن و نیز افزودن سه درصد در صورت عدم پرداخت در مهلت مقرر، این امر مغایر ماده ۲۱ قانون عملیات بانکی بدون ربا بوده زیرا طبق این ماده، بانک مرکزی با هر یک از بانکها و نیز بانکها با یکدیگر مجاز به انجام عملیات بانکی ربوی نیست.
با استناد به ۱۰ مورد مصوبه دولت در مورد ایران چک به لحاظ تعریف و مصداقی در قالب قوانین جاری و آیین نامه کشور نیست و خارج از شمول قوانین جاری است. بر این اساس چاپ و انتشار ایران چک به دلیل عدم پشتوانه با قوانین کشور انطباق ندارد. بنابراین، به لحاظ آن که تعریفی به آن رجوع نشده است، فاقد پشتوانه قانونی است.
براساس گزارش تجارت نیوز، نامه علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در ۲۷ اسفندماه ۱۳۹۰به محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ابلاغ شده اما بانک مرکزی آن را روز ۲۴فروردین ماه ۱۳۹۱ابلاغ کرده، این در حالی است که رئیس مجلس شورای اسلامی برای آن یک هفته مهلت فرجام خواهی داده بود.














