آیین مشکاتیان پسر زنده یاد پرویز مشکاتیان؛ وی نوازنده سازهای کوبه است و چندی پیش همراه با گروه همنوازان حصار در کنار علی قمصری و همایون شجریان کنسرت موسیقی برگزار کرد. حافظ ناظری فرزند شهرام ناظری؛ وی نوازنده سه تار و دف و آهنگساز ایرانی است که دانش آموخته موسیقی از امریکا است. او تا کنون یک بار کاندید جایزه موسیقی گرمی برای آهنگسازی آلبوم شور رومی با صدای پدر خود شده است. مجید انتظامی فرزند عزت الله انتظامی؛ او آهنگساز موسیقی فیلم، نوازنده ابوا و مدرس موسیقی است که در سال ۸۹ به عنوان چهره ماندگار موسیقی مورد تقدیر قرار گفت.
بهمن کیارستمی مستند ساز و تدوینگر سینما، فرزند عباس کیارستمی؛ وی تا کنون هفت فیلم مستند ساخته که مورد تحسین منتقدان قرار گفته است.
طهمورث پورناظری آهنگساز و نوازنده ایرانی فرزند کیخسرو پورناظری؛ آلبوم «پنهان چو دل» با آهنگسازی وی با صدای حمیدرضا نوربخش سال گذشته منتشر شد. امید لطفی نوازنده تار و سه تار فرزند محمدرضا لطفی؛ وی که از نوازندگان مدرن سه تار به شمار می رود هیچ گاه به طور مستقیم نزد پدر خود آموزش ندیده است اما بارها در کنار خانوده مادری خود (کامکارها) و نیز پدر خود به اجرای کنسرت در سراسر جهان پرداخته است.
علی مصفا بازیگر سینما و تلوزیون فرزند مظاهر مصفا شاعر ادیب و استاد دانشگاه تهران؛ دکتر مظاهر مصفا یکی از برجسته ترین قصیدهسرایان ایرانی بعد از ملک الشعرای بهار (محمدتقی بهار) است. هوشنگ، اردوان، ارسلان، اردشیر، بیژن، ارژنگ، پشنگ کامکار نوازندگان مشهور موسیقی سنتی فرزند حسن کامکار موزیسن ایرانی-کردی؛ حسن کامکار نوازنده ویلن و موسس گروه موسیقی کامکارها در سال ۱۳۴۰ اولین هنرستان موسقس کردستان را با حمایت وزارت فرهنگ آن زمان تاسیس کرد و در حدود سالهای ۴۶-۴۷ توانست چهار گروه موسیقی تشکیل دهد. ایرج نوذری بازیگر و مجری تلویزیونی فرزند مرحوم منوچهر نوذری دوبلور و مجری قدیمی تلوزیون. ایرج نوذری متولد ۷ اسفند ۱۳۴۲ فرزند منوچهر نوذری بازیگر و قهرمان کونگ فو میباشد او به زبانهای سنسکریت، هندی، اردو، اسپانیایی، فرانسوی و انگلیسی مسلط است و هم اکنون ریاست امور بینالملل کونگ فوی ایران را برعهده دارد.
پولاد کیمیایی بازیگر جوان سینمای ایران فرزند مسعود کیمیایی؛ وی فعالیتهای سینمایی خود را از ۷ سالگی و با بازی در فیلم سرب به کارگردانی پدرش آغاز کرد و بعد از آن در فیلمهای تجارت، ضیافت، سلطان، فریاد، اعتراض، سرباز های جمعه، حکم و رئیس ایفای نقش کرد. پولاد فیلمهای دیگری چون صحنهٔ جرم ورود ممنوع و شمعی در باد را نیز در کارنامه خود دارد. وی در سال ۱۳۸۷ در سریال مرگ تدریجی یک رویا به کارگردانی فریدون جیرانی به ایفای نقش پرداخت که این اولین تجربهٔ پولاد کیمیایی در تلویزیون است. صبا و نیما علیزاده نوازندگان رباب و کمانچه، پسران حسین علیزاده موسیقیدان شهیر موسیقی سنتی.
سال گذشته نیما و صبا در کنار پدرخود در گروه هم آوایان به اجرای برنامه پرداختند. نادر مشایخی موسیقیدان و رهبر ارکستر سمفونیک تهران فرزند جمشید مشایخی بازیگر ایرانی. مرحوم کاوه گلستان عکاس خبری و هنری، فرزند ابراهیم گلستان، نویسنده و کارگردان ایرانی.
همایون شجریان پسر محمد رضا شجریان خواننده موسیقی سنتی؛ وی برای اولین بار در آلبوم «زمستان است» در کنار پدر خود به عنوان خواننده مطرح شد و پس از چندی به طور مستقل به اجرای موسیقی و انتشار آلبوم پرداخت.
|
منبع : فرارو

ساعت ۷ صبح روز دوشنبه هفته جاری همسایگان طبقه بالای ساختمانی دو طبقه در امامزاده حسن، صدای داد و فریادهای زن و شوهری به نامهای سمیه و سعید را که در طبقه پایین سکونت داشتند، شنیدند.
دقایقی بعد سعید در حالیکه در وضعیت مناسب روحی و روانی قرار نداشت از منزل خارج شد، سپس همسایگان خود را به سرعت به خانه او رساندند و سمیه را در حالیکه آثار ضربات متعدد چاقو روی پا و بدنش مشهود بود، یافتند و وی را به بیمارستان رساندند و ضمن تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ موضوع را به پلیس اطلاع دادند.
در حالی که ماموران کلانتری هفتچنار برای اطلاع از جزییات این حادثه و بازجویی از سمیه به بیمارستان رفته بودند، سعید حدود ساعت ۱۲ با خالهاش در شهرستان تماس گرفت و در گفتوگویی کوتاه به او گفت: «پدرم را کشتم.» او بعد از گفتن این جمله تلفن را قطع کرد و دیگر جوابگوی تماسهای خاله خود نشد. خاله سعید که از شنیدن این خبر بسیار نگران شده و تماسهایش با سعید و خانه شوهرخواهرش ابوالحسن بینتیجه مانده بود، با برادر کوچکتر سعید به نام محمدحسین تماس گرفت و موضوع را به وی اطلاع داد.
محمدحسین نیز خود را به خانه پدرش در سهراه آذری رساند و در آنجا با جسد مرد ۷۵ساله روبهرو شد. او بلافاصله با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و ماموران را باخبر کرد. بررسی مقدماتی صحنه جنایت نشان داد مقتول قبل از مرگ با قاتل درگیر شده است، به گونهای که آثار مقاومت و درگیری روی دستان او کاملا مشهود بود.
همچنین مشخص شد هشت ضربه با جسم تیز مشابه چاقو و قمه به بدن ابوالحسن وارد شده و بریدگی عمیق گلو علت اصلی مرگ وی است. در حالیکه تحقیقات میدانی پیرامون این جنایت ادامه داشت ماموران اطلاع پیدا کردند سعید به منزل خود در امامزاده حسن بازگشته و در حالیکه تلاش داشت پسر سهساله خود به نام پوریا را نیز به قتل برساند، با دخالت دو نفر از جوانان محل کودک از دست وی نجات پیدا کرد و سپس سعید در حیاط منزل اقدام به خودزنی کرد.
به این ترتیب ماموران به آنجا رفتند و ضمن دستگیر کردن مرد ۴۱ساله وی را به بیمارستان منتقل کردند.در این بین شهرام و محمد- دو جوانی که پوریا را از مرگی حتمی نجات داده بودند – پس از حضور کارآگاهان در محل در اظهارات خود گفتند: «سعید ضربات متعدد چاقو به پوریا زد و قبل از آنکه ما بتوانیم خود را به داخل حیاط خانه برسانیم، با گلدان نیز ضرباتی را به این کودک وارد کرد که باعث شکستگی سرش شده است.»
شهرام که شاهد صحنه چاقو خوردن پوریا توسط پدرش بود، به کارآگاهان گفت: «من به همراه پدر و مادرم در طبقه دوم ساختمان مقابل محل سکونت سعید زندگی میکنیم. از همان ساعت ۷ صبح که همسایگان سمیه را به بیمارستان بردند دایما پشت پنجره اتاق میرفتم تا از سرنوشت سعید و همسرش اطلاع پیدا کنم. در همین لحظات بود که سعید را دیدم که وارد خانه شد. ناگهان در حالیکه نمیتوانستم آنچه را که مشاهده میکردم، باور کنم سعید با چاقویی که به همراه داشت شروع به زدن پوریا کرد.
از دیدن این صحنه بسیار ترسیده بودم، با این وجود تصمیم گرفتم پوریا را از دست پدرش نجات دهم. به سرعت از ساختمان خارج شدم تا خود را به سعید و پوریا برسانم. ناگهان در راهپلهها با محمد برخورد کردم و در صحبتی بسیار کوتاه موضوع را به محمد گفتم و او نیز قبول کرد برای نجات جان پوریا به من کمک کند. هر دو نفر میدانستیم سعید چاقو همراه دارد و میتواند هرکسی را به راحتی به قتل برساند، با این وجود نقشهای ریختیم و تصمیم گرفتیم پس از ورود به حیاط خانه، محمد با شکستن شیشه پنجره حواس سعید را پرت کند و من نیز با استفاده از این فرصت پوریا را نجات دهم. همین نقشه را اجرا کردیم و در حالیکه سعید در دستان خود دو قبضه قمه و چاقو در اختیار داشت، توانستیم پوریا را فراری بدهیم.
در حالیکه خون زیادی از بدن این کودک میرفت به سرعت سوار ماشین شدیم و او را به بیمارستان رساندیم. پس از آنکه به محل بازگشتیم متوجه شدیم سعید اقدام به خودزنی کرده است.» در ادامه تحقیق از همسایگان متهم فاش کرد سعید از شب قبل دچار توهم شدید ناشی از مصرف شیشه شده بود و رفتار عجیبی داشت به گونهای که سعید در راهرو مشترک بین طبقات رختخواب پهن کرده بود و میگفت: «شیطان تو امشب اینجا بخواب با تو کار دارم بیرون باش و داخل خانه نیا.» او تا ساعت ۷ صبح این حرفها را تکرار کرد و بعد از آن داخل خانه رفت تا همسرش را به قتل برساند اما زن جوان از مرگ نجات یافت. پس از آن متهم راهی خانه پدرش شد و او را کشت و به خالهاش تلفن زد و در ادامه برای قتل فرزندش به خانه بازگشت.
به گزارش شرق، متهم اکنون در بیمارستان تحت درمان قرار دارد و به زودی بازجوییها از وی آغاز میشود. در همین حال سرهنگ عباسعلی محمدیان، رییس پلیس آگاهی تهران درباره این واقعه گفت: «در تحقیقات مقدماتی انجامشده مشخص شد متهم بیش از ۳۰ سال است که به مصرف انواع مخدر اعتیاد شدید دارد و در سالهای اخیر نیز به مصرف شیشه گرایش پیدا کرده است.»
وی افزود: «با انتقال متهم به بیمارستان و انجام مراقبتهای درمانی مشخص شد متهم در زمان ارتکاب جنایت توهم بسیار شدید ناشی از مصرف شیشه داشته و تحقیقات مقدماتی انجام شده از همسایگان محل سکونت متهم نیز، این موضوع را تایید میکند.» وی خاطرنشان کرد: «بنا بر آخرین پیگیریهای انجامشده، پوریا همچنان در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان تخصصی کودکان تحت مراقبتهای پزشکی قرار دارد و خوشبختانه مادر او پس از انجام مراقبت پزشکی، بهبودی نسبی یافته و متهم نیز پس از اقدام به خودزنی، به بیمارستان انتقال پیدا کرده و پیگیریها برای انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی و انجام تحقیقات ادامه دارد.»

| یک پایگاه عرب زبان با اشاره به تصمیم یک شهروند عربستانی برای فروش کودک شش ساله خود برای تامین معاش خانوده اش، از گسترش پدیده فقر در سرزمین تحت حاکمیت آل سعود خبر داده است. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه میدل ایست آنلاین در مطلبی با اشاره به گسترش فقر درعربستان اولین کشور تولید کننده و صادر کننده نفت در جهان آورده است : یک شهروند عربستانی برای تامین مخارج خود کودک شش ساله خود را به قیمت بیست میلیون دلار در پایگاه اجتماعی فیس بوک در معرض فروش قرار داد.
این پایگاه می افزاید: سعود بن ناصر الشهری که مقامات قضایی عربستانی دفتر حقوقی وی را تعطیل کرده اند هم اکنون بیکار شده است و برای گذران زندگی فرزند خود را در معرض فروش گذاشته است. پایگاه مذکور سپس ذکر کرد: عربستان سعودی یکی از بزرگترین کشورهای صادر کننده نفت در جهان است، اما آمار فقر در این کشور ۲۲ درصد است و برنامه ملی مبارزه با فقر که از سه سال پیش شروع به کار کرده است نیز کاری از پیش نبرده است. بر اساس گزارش وزارت امور اجتماعی عربستان، حدود سه میلیون سعودی زیر خط فقر هستند و ۶۰۰ هزار نفر از خدمات تامین اجتماعی استفاده می کنند.
اخیرا یکی از کارگردانان سعودی به نام “طراد الاسمری” فیلم مسندی را به نام ” حقوق من هزار ریال است” را در اینترنت پخش کرد که به خوبی زوایای فقر در عربستان را تشریح می کند. ماجرای این فیلم زندگی محافظ امنیتی یک مرکز تجاری جده است که ماهی ۱۲۰۰ ریال سعودی(هر ریال بیش از ۳۳۰ تومان است) حقوق دریافت می کند در حالی که باید یک خانواده هفت نفره را بچرخاند. این پایگاه می افزاید: یک روزنامه نگار عربستانی اخیرا ضمن انتقاد از اوضاع معیشتی کشورش این سئوال را مطرح کرده است که آیا در حالی که درآمد سالیانه عربستان میلیاردها ریال است حقوق ماهانه یک کارمند باید ۱۵۰۰ ریال باشد. پایگاه مذکور سپس به انتقادات “بسمه بنت سعود بن عبدالعزیز آل سعود” از مسئولان سعودی پرداخته است که وی اعلام کرده بود: مردم بسیاری از مناطق و روستاهای عربستان زیر خط فقر زندگی می کنند و فقط پنج درصد ثروت را در اختیار گرفته اند. |
در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح برابر با ۱۲ اکتبر و همزمان با هفته جشن، سپاهیان کوروش به شهر بابل درآمدند. درباره این پیروزی چشمگیر در بسیاری از منابع، برهان استواری در دسترس است؛ اما استوارترین و رواترین آنان برای منظور ما «رویدادنامه (به نام) کوروش- نبنوئید» است که نزدیک یک سده پیش به چاپ رسید و نیز حوادث مرتبط با جشن یاد شده می باشد که در فاصله ۵۵۶ و ۵۳۹ پ.م روی داد. آنگاه که این مرجع به کار گرفته شود و نخست با داستانی از همین ماجرا به قلم هرودوت یونانی و سپس با دانسته های باستان شناسی تازه تر مقایسه گردد، با نگرشهای چشمگیری در مورد اندیشه و کردار این فرمانروای در خور یاد روبرو می شویم.
نخست به آنچه هرودوت آورده است، گوش فرا دهید: «من او را یونانی نامیده ام؛ لیکن به واقع وی رسماً یک شهروند پارسی زاده شده و به خاطر آرامش و صلح پدید آمده از سوی پارسه بود که توانست به چنان گستردگی در سرتاسر این امپراتوری سفر کند، و همچنین بسیاری از دوستان پارسی بودند که منابع وی را چنان چشمگیر و شگفت راست و درست نموده اند» و این است آنچه او در مورد رویدادهایی که سرانجام به سرنگونی بابل انجامید، می گوید: «آنگاه که کوروش، در راهش به سوی بابل، به رود دجله رسید و کوشید تا از آن بگذرد، یکی از اسبان سپید مقدسش بی پروا و به شتاب بدان سوی خیز برداشت؛ اما جریان رود او را در برگرفته، از جا کند و در کام خود فرو برد. پس از این کردار سخت و نامهربان رود، کوروش به خشم آمد و تهدید کرد که قدرت رود را چنان در هم می شکند که در روزگار آینده، زنان بی آنکه زانوانشان تر شود، به آسانی از آن بگذرند. پس از این تهدید، در پیشروی خود به سوی بابل درنگ کرد و با دو بخش کردن سپاهش، با ریسمانها جایگاه ۱۸۰ آبراهه را بر هر کرانه رود نشان نمود. سپس فرمان داد سپاهیان در راستای ریسمانها قرار گیرند و زمین را بکنند. از آن روی که گروهی انبوه در کار بودند، کندن با شتاب فراوان به انجام آمد؛ با این همه، پیش از آنکه کار به پایان برسد، آنان همه تابستان را در آنجا هدر دادند.»
در اینجا می بینیم که کوروش به گونه ای با تغییر مسیر دجله در ماههای نخست سال (بهار) پیوند می خورد. اکنون به جای از دست رفتن یک اسب که می توان برداشت نمادینی از آن کرد، باید توجه ویژه ای به برگرداندن رود به آبراهه های بسیار نمود که او را بر آن داشت تا «همه تابستان را در انجام کاری هدر دهد!» این را به خاطر داشته باشید. اکنون به رویدادنامه بازگردیم، به سطرهایی که به گونه ای غم انگیز از هم گسسته اند؛ سطرهایی که به گزارش حوادث سال شانزدهم «نبنوئید» می پردازد. در اینجا با یادآوری از رود تیگریس (tigris و سپس در ماه «آدارو Addaru آذار؟» با آنچه تاکنون به عنوان سپاهیان «سیلندز» (سرزمینهای دریایی) خوانده می شود([tam-[tim Kur) روبرو می شویم؛ اما این سند درست خوانده نشده است و یک پایان نامه دکتری در دانشگاه میشیگان به قلم خانم الیزابت فن وویگنلاندر این خوانش نادرست را به «سپاه پارسیان» تصحیح کرده است (su]-Kur par]).
بنابراین در ماه آدارو به سال ۵۳۹، سپاهیان ایران را فرا روی داریم که به کنشی دشمن وار نسبت به نبنوئید دست زده اند، و ماه آدارو در بهار همان سال به روز پنجم مارس کنونی آغاز شده بود. تنها چند ماه پس از این بود که کوروش به نبردی در «آپیس»opis دست زد و در ۱۲ اکتبر سپاهیانش به بابل درآمدند. به بیان دگر، همچنین بنا بر رویدادنامه یاد شده- و اما به گزارش خود هرودوت- سپاه ایران تمام تابستان را به انجام کاری هدر داد که تاکنون توجیهی برایش یافت نشده است. کاری در کرانه رود دجله که شهر آپیس در آن قرارداشت! درنگی از ماه مارس تا روزهای آغازین ماه اکتبر! افزون بر این، آیا مدرک دیگری هست که بتواند ما را به این دریافت برساند؟ من بر این باورم که چنین سندی یافت می شود، و پیش از این از سوی «رابرت مک کورمیک آدامز» (Robert Mc Cormick Adams) از بنیاد شرق شناسی دانشگاه شیکاگو در کتابش به نام «سرزمین پشت بغداد» ( Baghdad Land Beniud) آورده است. (شیکاگو و لندن، انتشارات دانشگاه شیکاگو، ۱۹۶۵)
«سرزمین پشت بغداد»، دستاورد یک بررسی باستان شناسانه ی دوران ساز بر روی آبگیر رود دجله است؛ پژوهشی که ثمرات زیر را به بار آورد: در سراسر چندین سده- از دوران بابل میانه و سپس تا دست کم روزگار بنوپولاسار- نیروهایی در این منطقه در کار بوده اند که از اقتصاد درونی آنجا پشتیبانی نکرده اند و کمابیش هر نشانه ای از زندگی آباد در آنجا ناپدید شده است- با این همه، کم بعد گونه ای بازسازی آرام آغاز شده مدرکی در دسترس است که رود تیگریس (tigris) بخشی از مسیر خود را به سوی جنوب غرب تغییر داد؛ درست در همان بخش از سرزمین ساحلی جایی که پس از آن «سلوکیه» و «تیسفون» در آن ساخته شدند، و در پی آن شهر آپیس می بایست یافت شود.
به طور همزمان، در شمار آبادیها و جمعیت کل منطقه افزایش دیده می شود؛ افزایشی از ۳۳ به ۵۳ جایگاه باستانی شناخته شده و ۵۳ تا ۷۵ هکتار آبادی ساخته شده. این فرآیند بازسازی همچنان در سراسر دوران هخامنشی با افزایش بیشتری از ۵۳ تا ۵۷ جایگاه باستانی شناخته شده و ۷۵ تا ۱۰۰ هکتار آبادی ساخته شده پایندگی یافت؛ ارقامی که نشان می دهند آبادانی در هنگام آن دوران دست کم دو برابر آنچه می باشد که طی دوره ی بابل میانه وجود داشته است. آشکار است که چنین افزایش هایی آمادگیهای گسترده ای را برای آبیاری ضروری می داشت؛ پس با در نظر گرفتن گزارشهای رویدادنامه و هرودوت مبنی بر درنگ چند ماه ی کوروش در رهسپاری اش از این ناحیه، و نیز پافشاری هرودوت بر اینکه درنگ کوروش پیامد برگرداندن رود به چندین آبراهه بود، همه و همه به باور من، قطعاً ما را به این نتیجه می رساند که این فرمانروای بزرگ از پیش راههایی را می جست و به انجام می رسانید تا به بهره وری بیشتر در این منطقه دست یابد؛ چیزی که با وظیفه لشکرش و رسته مهندسان سپاه در پیوند بود، به بیان دیگر، آغاز یک پروژه (برنامه) آبیاری کلان رقم خورده بود.
بی گمان دکتر آدامز هیچ گروه بندی انبوهی از جایگاههای نو پیدای هخامنشی – آن چنان که انتظارش می رفت- نمی یافت اگر کار آبیاری تا این اندازه بزرگ به انجام رسیده بود، وی آنگونه که گفته است تا اندازه ای این برداشت را که شرح هرودوت می تواند گزارشی رمزگونه از بازسازی یا گسترش یک شبکه ی آبیاری باشد، نادیده می گیرد («سرزمین پشت بغداد»، ص ۶۰)؛ با این همه، او با این فرض که کوروش نمی تواند بدین باور رسیده باشد که بابل به خوبی و خوشی به دست وی خواهد افتاد، و بدون گشودن بابل مهار منطقه دجله هر زمان ممکن است از کف برود، این نگرش را نادیده می انگارد؛ با این حال، در این مورد می توانیم اطمینان داشته باشیم که کوروش چنین نگرانی های نداشت: پیش از این ما بیش از یک نشانه در دست داشتیم که در میان بومیان بابل ناخشنودی از هراس خشکسالی وجود داشت و اینکه آنان برای معابدی که ایزدان ترکش گفته اند و به ویرانی افتاده است، با بانگ بلند ناله و زاری سر می دادند؛ چه بسا بابلیان ناخشنود، از پیش به طور پنهانی با پارسیان در تماس بودند؛ همان گونه که یهودیان، که از روزگار «بخت النصر» (Nebuchadnezzar) در بند بودند، اظهار داشتند که یهوه،
«کسی را از شرق برانگیخته است
که پیروزی در هر گام با او آشناست؛
همو که مردمان را وا می دارد که در برابرش از پای افتند،
سپس شاهان را زیر گامهای خویش لگدمال می کند.»
و
«من- یهوه- همانم که از کوروش می گوید.
او شبان من است، که خواستِ مرا جملگی برآورد.»
(کتاب اشعیای نبی، ۱: ۴۵- ۲۷: ۴۴ و پس از آن)
اما نه، کوروش نمی تواند هیچ شکی در پیروزی داشته باشد، و شتاب کشورگشایی اش گویای خودباوری اوست. «سیپار» (Sippar) در ۱۰ اکتبر بی هیچ نبردی از پای نشست، سپاهیان پارس در ۱۲ اکتبر به پایتخت درآمدند و باز هم بی هیچ نبردی. و کوروش خود در ۲۹ نوامبر به شیوه ای در خور جشنها به شهر پای نهاد. در حالی که بر شاخه های سبز گام می نهاد، در فضایی از صلح و آرامش- اندکی پس از آن، آن چنان که بر استوانه ی پر آوازه اش آمده است، نگاره های مقدس ایزدان را به «آشور»، «شوش»، «آکد» و به ویژه به «می- تورنا» (Me- Turna) و «اشنونا» (Eshnunna) بازگرداند؛ اما چرا به ویژه؟ زیرا این دو شهر به ویژه در همان آبگیر دجله جایی که گفته می شود کوروش سراسر فصل تابستان را در آن هدر داد، قرار داشتند؛ بنابراین چنین است که تمامی منابع ما رویدادنامه ی کوروش- نبنوئید، استوانه ی کوروش، هرود و بررسی باستان شناسانه در هم می آمیزند تا به چنین نتیجه گیری بینجامد که نخستین فرمانروای امپراتوری هخامنشی، تا پیش از ورودش به پایتخت بابل، برنامه ای چنان گسترده را به انجام رساند که سود بی شمار برای همان سرزمین به ارمغان آورد.
آیا رأی بر نهاده در اینجا ورای هر گونه شبهه ای است؟ نه، به ابرام نه، و هرگز نمی تواند باشد. آیا چنین رویدادی می تواند رخ داده باشد؟ به یقین آری. آیا پذیرفتنی است؟ به باور من، اسناد و مدارک آن را باورپذیر می سازد. آشکارا، اگر این رأی درست باشد، خود چیزی نیست مگر یکی از بی شمار کارهای این چنینی که همگی در گزارشی از هرودوت به خوبی گرد آمده اند: «در میان پارسیان زبانزد همه دانی هست که: کوروش پدر بود؛ زیرا که در دل مهربانش، همواره در پی برنامه هایی برای آسایش آنان بود.»
منبع:یزدان پرست، حمید؛ (۱۳۸۷) نامه ایران؛ مجموعه مقاله ها، سروده ها، و مطالب ایران شناسی، جلد چهارم، به کوشش حمید یزدان پرست، تهران، اطلاعات، چاپ یکم.
پلیس ایالت «اوهایو» آمریکا از دستگیری مردی خبر داد که اقدام به آزار دخترش کرده بود.
به نقل از شبکه خبری CNN، پلیس محلی این ایالت اعلام کرد: این مرد به بهانه تربیت دخترش او را در قفس سگ زندانی کرده بود.
به گفته پلیس، متهم به طور فجیعی پس از بستن دست و پاهای دخترش او را داخل قفس سگ حبس کرد.
به گفته پلیس، این مرد پس از آزار کودکش تصاویر او را نیز بر روی صفحه فیسبوک گذاشت و در اینترنت منتشر کرد.
بنابراعلام رسانههای محلی این ایالت، یکی از دوستان این دختر پس از دیدن عکس او در اینترنت موضوع را با پلیس در میان گذاشت.
به گزارش ایسنا به نقل از شبکه خبری CNN، به گفته پلیس متهم برای تکمیل پرونده در بازداشت به سر میبرد.


اوج نیوز: پدر گلشیفته فراهانی در تازه ترین اظهار نظر خود گفت: برایم مهم نیست دیلی تلگراف یا هر کس دیگر چه می گوید.
بهزاد فراهانی در اظهار نظری تند گفت: من در این کشور زندگی می کنم ومسائل دخترم به من ارتباطی ندارد. نمی دانم چرا هر چه می گویم کسی حرف هایم را متوجه نمی شود در حال حاضر مشکلات بسیاری وجود دارد که این موضوع ها در آن پنهان است.
وی ادامه داد: به من بگویید چرا در زمانهای دیگر هیچ کسی پیگیر برنامه های دخترم نبود. چرا شما اینقدر سست عنصرهستید؟
فراهانی افزود: در دنیا این همه بدبخت و گرسنه وجود دارد ولی شما ها بند کرده اید به دختر من که چرا فلان می کند .


با به دنیا آمدن ، فرزند علیرضا احمدی نژاد ، رییس جمهور باز هم پدربزرگ شد!
به گزارش ایسنا، نوه پسری محمود احمدی نژاد چند روز پیش ۷ ماهه به دنیا آمد.
این نوزاد، دختر است و فزرند علیرضا احمدی نژاد پسر دوم رییس دولت دهم – داماد خواهر شهید کاوه – است

سینا احمدیه فرزند اسفندیار احمدیه با تایید خبر درگذشت ایشان به خبرنگار مهر گفت: استاد احمدیه عصر امروز در سن ۸۳ سالگی بر اثر بیماری اختلال خونی در بیمارستان سجاد تهران درگذشت.
وی اضافه کرد: مراسم تشییع پیکر ایشان به احتمال زیاد صبح پنجشنبه ساعت ۱۰:۳۰از خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.
استاد اسفندیاراحمدیه متولد ۱۳۰۷ در محله پامنار تهران بود. او به مدت ۲ سال از ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ در نزد استاد علی اصغر پتگر به تعلیم نقاشی پرداخت. سپس در سال ۱۳۲۶ به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانی چون اسماعیل آشتیانی، محمود اولیا و حسین شیخ بهره ها گرفت.
اسفندیار احمدیه به علت شاگردی در نزد شاگردان کمال الملک و نیز به علت همفکری با این جریان مهم نقاشی معاصر ایران، در امتداد منطقی مکتب کمال الملک قرار گرفته است.
وی در واقع بانی انیمیشن در ایران و پدر پویانمایی ایرانی بود که در سال ۱۳۳۶ با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین » و «قمر مصنوعی » نام خود را به عنوان بنیانگذار نقاشی متحرک در ایران به ثبت رساند. احمدیه این دو فیلم را با مداد طراحی کرده و به مدت ۲ دقیقه به حرکت در آورده بود! کارگردان فیلم «قمر مصنوعی» یک ارمنی به نام پطروس پالیان بود.
احمدیه در سال های پایانی دهه ۳۰ و سال های آغازین دهه ۴۰ آثار زیادی در زمینه نقاشی متحرک به وجود آورد که از آن جمله است:
طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «اردک حسود» در سال ،۱۳۴۱ طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «خوشه گندم» در سال ،۱۳۴۲ نقاشی فیلم «خروس بی محل » و نقاشی فیلم «بادبادک به کجا می روی؟» به کارگردانی افخم ماکویی..
استاد احمدیه علیغم کهولت سه، تا روزهای پایانی عمر خویش نیز همچنان در مرکز آفرینشهای هنری صبا به تولید انیمشین مشغول بود و از تلاش و فعالیت برای اعتلای این هنر در کشور فروگذار نکرد.

احمد خورشیدی، دبیرکل جمعیت خدمتگزاران ا نقلاب اسلامی و پدر داماد احمدی نژاد در گفتگویی در خصوص تعدد لیست های انتخاباتی گفت: به نظر من یک لیست اصلی است که آن هم از آن جبهه متحد اصولگرایان است. لیست های فرعی که آمدند لیست هایی هستند که وحدانیت ندارند.
باید در زمینه انتخاب لیست ها به کارآمدی، تدین و تعهد افراد توجه کرد. لیست های فرعی هرچند که متشکل از عناصر راست هستند اما خیلی خط و ضبط مشخصی ندارند.
وی افزود: شواهد و قرائن نشانگر آن است که این طیف گروه های سیاسی در عرصه انتخابات با اقبال عمومی مواجه نیستند. استحکام و انسجام در لیست جبهه متحد بیش از هر لیست دیگری مشهود است. اکثراً نیروهای مذهبی و ارزشی هستند که در تهران پای صندوق های رأی می روند و آنها هم به مرزبندی ها توجه می کنند و انتخاب آگاهانه دارند.
خورشیدی همچنین درباره حضور جریان انحرافی یادآور شد: جریان انحرافی مشخصاً در حال تلاش است که انتخابات آتی، پربار نباشد. دغدغه برخی سیاستمداران در این باره که تعدد لیست ها به منزله پهن کردن فرش قرمز برای جریان انحرافی است هم درست است، اما این امر منجر به حاکمیت این جریان نمی شود.
وی در ادامه تصریح کرد: بر اساس اخبار، شواهد و قرائن استفاده جریان انحرافی از اموال دولتی به طور واضح مشهود است. سخنرانان در سنوات قبلی حتی ۱۰۰هزار تومان هم نمی گرفتند، اما در حال حاضر آقایان به هر سخنران حق الزحمه ۲۰ میلیونی می دهند. عقبه این جریان به قدرت و ثروت وصل است اما اتفاقا همین اتصالات هیچ ثمره ای در انتخابات برای آنها نخواهد داشت.
دبیرکل جمعیت خدمتگزاران انقلاب در پایان آرایش گروه های سیاسی در مجلس نهم را اینگونه پیش بینی کرد: اکثریت مجلس آتی را اصولگرایان تشکیل می دهند که البته یکپارچه تر از دوره حاضر نیز خواهند بود. اقلیتی هم از اصلاح طلبان معتدل حضور خواهند داشت و بخشی را نیز مستقلین تشکیل می دهند.
به گزارش شفاف،الان ممکن است برخی اصولگرایان در لیست جبهه متحد نباشند اما بعد از اینکه از لیست های مختلف در مجلس حضور پیدا کردند زیر چتر اصولگرایی واحد جبهه متحد تجمع پیدا خواهند کرد و بدین ترتیب استحکام این جبهه قوی تر از قبل خواهد شد.
مسئولان استقلال به مناسبت روز کارگر از مسن ترین عضو مشغول به کار در باشگاه تقدیر کردند.
مسئولان باشگاه استقلال پیش از بازی تیم شان با الریان قطر از یک کارگر و یک معلم نمونه تقدیر کردند. این بازی که مقارنت زمانی با پاسداشت روز کارگر و روز معلم داشت بهانه ای بود برای علی فتح الله زاده و همکارانش در بخش فرهنگی باشگاه تا از مقام والای معلم و کارگر ، تقدیری شایسته داشته باشند. به همین دلیل در ابتدای این بازی مسئولان باشگاه لوح تقدیر و هدیه ناقابلی را به حاجی زارع ، مسن ترین عضو شاغل در باشگاه استقلال که پدر یکی از شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی است ، اهدا کردند. همچنین در این روز از یکی از معلمان منطقه ۱۲ آموزش و پرورش منطقه ۱۲ استان تهران که سابقه انتخاب به عنوان معلم نمونه سال کشور را هم دارد تقدیر شد. داود صمیمی سال ها قبل در مقام مربی آموزشگاهی بازیکنان سرشناسی چون محمد خرمگاه و مهدی پاشازاده را به استقلال هدیه کرده است.
نوشته توسط محمد



























